همە ما ایرانیان در اقصی نقاط دنیا شاهد اتفاقات و شورشهای گروههای از مردم ایران در اخرین هفتە ابانماە ٩٨ بودیم .

`در جریان شورشهای خیابانی کە طبق خبرها بیش از صد شهر ایران را در برگرفت تحلیلها و روایت زیادی از سوی کنشگران، سیاستمداران، مسئولان نظامی و امنیتی، رۆزنامە نگاران وتحلیلگران داخل و خارج صورت گرفت و هر کس از دید خود انرا تفسیر و تحلیل کرد. بخش عظیم حکومت ایران و هوادارن انها این اعتراض را تخطە کردند و معترضین را اشرار و عوامل بیگانە و وابسطە بە دشمنان جمهوری اسلامی ایران مانند کشورهای مرتجع منطقە، اسراییل، امریکا و کشورهای اروپایی کە نتوانستند هیچکاری در مقابل خروج و تحریمهای یکسویە امریکا انجام بدهند میدانند. این گروە نمیخواهند و یا نمیتوانند فکر کنند کە درخواستهای نشنیدە شدە ، نادیدە گرفتن بخش بزرگی از مردم و عدم تدبیر و بی برنامەگی مسئولین ممکن است عامل بوجود امدن این اعتراضها باشد، حتی دست اندرکاران حکومتی با توجە بە سن و سالشان کە اکثرا از جوانان نسل اول انقلاب هستند نمخواهند بفهمند کە در این چهل سال نسلهای جدیدی از جوانان در جامعە هشتاد ملیونی ایران متولد و بزرگ شدەاند کە هیچ خاطرە و تجربەای نسبت بە رژیم شاهنشاهی و سرنگونی ان و انقلاب سال ٥٧ ایران ندارند. وانچە کە آنها امروز میبینند و میفهمند ناشی از مقایسە مدیریت جمهوری اسلامی با حکومت شاهنشاهی نیست بلکە از مقایسەی ایران کنونی با مدیریت و سیستم کشورهای دیگر جهان و با توجە بە درامدهای سرشار ملی است. این نسلهای جدید اکثرا درس خواندە و بە وسیلەی کامپیوتر، موبایل و سیستم اینترنت با دنیا در ارتباط هستند و متاثر از ارتباطات جهانی خواستەها و امیال دیگری غیر از آنچە در متون دینی و مذهبی کە در مدارس ایران یاد گرفتەاند دارند. این نسل جدید تحت تاثیر کانالهای انحصاری اتباط جمحی دولتی نیستند. انها اگر تا حالا هم سکوت کردەاند بخاطر این بودە کە حداقل نیازهایشان تا حدودی برطرف میشد و امیدی بە بهبود اوضاع داشتند و شاید با توجە بە فرهنگ ایرانی بە قول و وعدە بزرگترها هم باور داشتند و احترام رهبران مذهبی و دینی و بزرگترها را نگە میداشتند. این ابزارهای ارتباطی جمعی جهانی از یکسو موجب سرگرمی نسبی انها و از سوی دیگر محل اموزش، یاد گرفتن . تبادل کاری و فرهنگی و منبع درامدی برای انها بودە است. اما با توجە بە اینکە سرمایە و ابزارهای بازار و اقتصاد اکثرا در انحصار دولت و ارگانهای حکومتی و رانتی است و بعد از تحریمهای امریکا، حکومت بە فکر افتادە کە کمبودهای بودجە خود را کە ناشی از سیاستهای غلط و تحریمها است از جیب مردم تامین کند. این رویکرد حکومت باعث نگرانیها اقتصادی و اجتماعی بیشتری در این قشر جوان شدە است و همە و مخصوصا قشر پایین جامعە معترص شدەاند. هنوزهم بعد ازفروکش کردن شورشهای خیابانی کسانی در حاکمیت هستند کە میخواهند ارتباطات اینترنتی مردم را کنترل کنند .اینچنین سخنانی از طرف بخشی از حاکمیت و ناتوانی و بد قولی بخش دیگر حکومت بە درخواستهای مردم و فشار بیشتر، این قشر نگران را براشفتە میکند. شاید کسانی هم در درون حاکمیت باشند کە با این نظریە و تحلیل کە این شورشها کار اشرار وابسطە بە بیگانە است مخالف باشند، اما انها یا سکوت کردەاند و یا جرات گفتن نظرات خود و بر خلاف حرکت اب حرکت کردن را ندارند.

اما انطرف سکە، نظرات و تحلیلهای اپوزیسیون خارج از کشور بە چند گروه متفاوت از همدیگر تقسیم میشود و مانند سران جموری اسلامی یکدست نیست. سە گروه عمدە در خارج از کشور هستند کە تا حدودی خود را سازمندهی و یک شکل کردەاند. گروە اول مجاهدین خلق هستند کە از خرداد سال شصت شمسی بر نظرات خود ایستادەاند و انتقام و سرنگونی حکومت جمهوی اسلامی را هدف اصلی خود قراردادەاند. انها برای رسیدن بە این هدف خود از ایدە هدف وسیلە را توجیە میکنند استفادە میکنند و حاضرا با همە کس و هر وسیلەای از صدام حسین گرفتە تا شاهزادەهای سعودی و امریکاییها و اروپاییها استفادە کنند. انها از اول انقلاب بی توجە بە تصادها و حرکتهای مدنی و اصلاح طلبی و کسانی کە در این راه هزینە دادەاند بودەاند و همە را بە یک چوب راندەاند و آشتی ناپزیر و انقلابی و مسلح باقی ماندەاند. مجاهدین هر حرکت اعتراضی رابە خود و در راستای نیت سرنگونی و انقلاب تودهای مردم میبینند. انها انقدر در فکر و ایدئولوژی خود غرق شدەاند کە نمیخواهند و نمی توانند ببیند کە مردم خواستەهای دیگری غیر از سرنگونی و انقلاب و مسلح شدن دارند.

انقلابات عموما بر میگردد بە دوران جنگ سرد میان قطب سوسیالیسم و قطب امپریالیسم کە در ان موقع قطب سوسیالیسم اتحاد جماهر شوری از انقلابات مردم علیە کشورهای دوست غرب سرمایداری حمایت میکرد و خواستەهای مردم را درسیستم ارمانی سوسیالیسم و کمونیست قابل دسترسی میدانست وبا وعدهای رفاه اجتماعی، عدم بهرەکشی انسان از انسان،سوسیالیسم برابری و برادری و حکومت بی طبقە مردم را تشویق و بە انقلاب تهییج میکرد. مجاهدین هم هدف نهایی خودش را رسیدن بە جامعە بی طبقە اما از نوع توحیدی قراردادە بود. اما با فروپاشی قطب کومونیست و سوسیالیسم و در راس ان اتحاد جماهر شوروی این هدف و ارزو اگر نگوییم بە کلی از بین رفتە اما بە تاکید میتوانیم بگوییم کە خیلی خیلی ظعیف شدە است. مردم این درک و شعور و تجربە را هم دارند کە بعد از هر انقلابی کە انجام شده چندین دهە جامعە در قهقرا فرو رفت وانرژی و سرمایە مردم برا بازسازی و ازمایش تئوریهای ارمانی و غیرە واقعی صرف شدە است. سر اخر هم گرفتار دیکتاتورهای دولتی شدند کە هر صدایی را با مارک ضد انقلاب سرکوب و خفە کردند. دوم انکە در جامعە ایران و بخصوص جامعە شهری کە نیروی محرکەی انقلاب باید باشد انچنان فرد گرایی و منافع فردی و بی اعتمادی رواج پیدا کردە است کە واقعا سخت است سخن از اتحاد همە قشرها و گروههای طبقاتی، ملی و قومی برای سرنگونی زد. وقتی کە اعتماد مردم حتی در میان فامیل و اقوام بە حداقل رسیدە است چطور میتوان از اعتماد بە گروهها و افرادی سخن گفت کە سالهاست از زندگی و دنیای انها خارج بودەاند و در کشورهای دیگر با فرهنگها و سبک زندگی دیگر و ایدە ئولوژی دیگر زندگی میکنند.

گروه دوم کە در این سالهای اخیر در خارج از کشور فعالیتهایش را بیشتر کردە است و امید بە برگشت بە ایران دارد گروههای سلطنت طلب هستند. این گروها هیچ سر سازشی با مجاهدین و چپها و گروهای ملی و قومی ایران ندارند و اهداف ایدەئولوژی خود را بر مبنای ناسیونالیسم ایرانی و مخصوصا ناسیونالیسم فارس قرار دادەاند. اصولا نام شاه و تاج و تخت در فرهنگ ایرانی نمایانگر زندگی لوکسوس و تجلل و پوشیدن لباسهای زرگونباف میباشد کە با این قشر از جوانان بیکار و راندە شدە از جامعە و شورشی همخوانی ندارد. اکثر کسانی کە در این جنبش ابانماه شرکت داشتند از جوانان قشر پایین جامعە نسل دومی و سومی انقلاب هستند کە بە دنبال نیازهای فردی خود یعنی کار و ذرامد و تشکیل خانوادە و امنیت اقتصادی و اجتماعی هستند. انها با دنیای ارتباطات جدید اینترنت ، ماهوارە و اقتصاد الکترونی جهانی اشنایی دارند و خیلی درگیر بحثهای سیستم جمهوری، شاهنشاهی و فدرالی نیستند. این نسل جدید از مردم و جوانان همچنانکە در مورد اعتماد بە مجاهدین گفتم خیلی سخت است بە گروها و افراد سلطنت طلب اعتماد کنند. فرهنگ و رفتار ایرانیان در این دوارن بعد از انقلاب چنان تغییر پید کردە است کە خیلی بعید بە نظر میرسد پایبند قول و قرارهای احساسی و اخلاقی باشند. امروزە در ایران حتی قرادادهای کتبی هم را بە خاطر منافع فردی و شخصی زیر پا کذاردە میشود. قانون هم انقدر نهادینە نشدە است کە بتوان روی ان حساب کرد و غالبا راههای وجود دارد کە قانون را دور بزنند. در چنین شرایط فرهنگی و اجتماعی باور و اعتماد مردم و جوانان بە سلطنت طلبان خیلی صعیف مینماید و انچە هم در بعضی جاها شعارهایی در حمایت ازسلطنت طلبان شنیدە شدە است بە نظر میرسد ناشی از بغض عثمان باشد نە از دوست داشتن علی.

گروه سوم از اپوزسیون خارج از ایران چند گروه چپگرا و احزاب منطقەای ملتها و قومهای غیر فارس هستند کە خواهان فدرالیسم منطقەای و تقسیم قدرت بر مناطق و عدم تمرکز قدرت در مرکز میباشند. با توجە بە اینکە در این مرحلە ازاعتراضها بیشتر خسارتها و زیانها و خشونتها در این مناطق انجام گرفتە است، این گروها، حکومت را بە شدت عمل بیشتر با این گروهای ملی و قومی متهم میکنند و از سوی دیگر تاثیر گزاری خود بر حرکات مردم این مناطق را عامل اصلی شورشها میدانند. اما انچە دیدە میشود ایدە فدرالیسم انقدر وسیع نیست کە در حال حاضر تاثیر خاصی بر معترضان داشتە باشد و این گروهها هم در میان خودشان نظرات متفاوت و حتی متضاد دارند و بیشتر یک اتحاد سمبولیک میباشد.

اما انچە کە علارغم ادعاهای طرفین این منازعە، تحلیلها و تفسیرها باید مد نظر قرار داد این است کە در عصر جدید ارتباطات اگاهی ، شعور مردم و نیازهای مردم بالا رفتە و بیشتر شورشهای و اعتراضهای قشرهای متفاوت مردم در این چند سال اخیر کە هم حکومت و هم اپوزیسیون و دنیای خارج را غافلگیر کردە و همچنین بدون سازمندهی و رهبری مشخصی انجام گرفتە ناشی از درد مشترک گروهای مردمی بودە است. انها نە اسرار وابسطە بە بیگانە و نە بسیچی و طرفداران حکومت هستند. رشد عظیم و فزاینده تبادلات اطلاعات در بیست یا سی سال اخیر باعث به وجود آمدن یک قشر بینابینی شدە است کە هر از گاهی از گوشە و کناری و یا مانند اعتراضها اخر ابانماه در اکثر شهرهای ایران روی میدهد و همە را غافلگیر میکند . رشد تبادلات اطلاعات نه تنها این جنبش را به وجود آورد، بلکه مشکلات هماهنگی و برنامه‌ریزی اقدام دسته‌جمعی را نیز به وسیله‌ تلگرام ، فیس‌بوک،واتساپ و اخیرا کانال سیگنال و حتی کانالها ساختە شدە حاکمیت حل کردە است.

انها میدانند کە در برخورد رودررو با حکومت کە هم نیروی سازمندهی شدە و ماهر و هم وسایل سرکوب را دارد قدرت کافی مقابلە را ندارند، اما یاد گرفتەاند کە با تاکتیکهای جنگ پارتیزانی هر از چند گاهی و بدون اعلان قبلی ارامش و قدرت حکومت را بە چالش بکشند و او را مجبور کنند کە صدای انها را در بعد وسیع بشوند. این نسل از مردم دیگر مانند لیبرالها ، اصلاح طلبان و گروهای مخالف داخلی دیگر نیستند کە با دستگیری و زندانی کردن و یا تبعید کردن رهبرانشان خاموش و ارام شوند. این گروههای معترض و شورشی رهبری ندارند و همدیگر را هم نمیشناسند اما نیاز مشترک دارند. انها حتی سیاسی و سرنگون طلب و خواهان تغییر سیستم بە فدرالی هم نیستند، اما میخواهند کە شنیدە ، دیدە و درک شوند. اعتراص انها اعتراض هویت و بودن است کە با کتمان و نادیدە گرفتن و متهم کردن بە اشرار وابسطە بە بیگانە از بین نمیرود. اگر چارەای اساسی اندیشە نشود وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی ایران تعداد انها را بیشتر و تصادها را بزرگتر هم خواهد کرد و میتواند بە شیوەهای دیگری کە انتظار نمیرود روی بدهد.

جعفر کردپور ٣٠ نوامبر ٢٠١٩

  

فارسی