اعتصاب سراسری کردستان با موفقیت چشمگیرش کە ثمرەی همکاری همەجانبەی احزاب سیاسی و فعالین مدنی و پشتیبانی وسیع کردهای خارج کشور بود، درسی است بە اپۆزیسیون احزاب سراسری و جنبشهای رهائیبخش ملی در ایران.

 اکثر احزاب سراسری و بوێژە اپۆزیسیۆن ایرانی مقیم خارج کشور هموارە با عینک خود ساختەی ” دفاع از تمامیت ارضی” بە نوعی از سیاستهای خلق کشی جمهوری اسلامی حمایت کردەاند. اگر بە تحلیل این شیوەی نگرش آنان پرداختە شود، بە سادگی میتوان نتیجە گرفت کە این احزاب نە تنها با گذشت زمان همگام نشدەاند، بلکە بە واپسگرایی فکری نیز مبتلا گشتەاند.  چرا کە  آنان  خودخواستە فراموش میکنند کە این تمامیت ارضی ، محصول استعمارگران انگلیسی در سال ١٩٢٢ و در پیمان لوزان است کە  دنبالەی پیمان سایس پیکۆ بود.  آنان در روند چهل سال گذشتە، حتی کاربرد مفاهیم و مقولات اجتماعی و سیاسی خود را با فرهنگ ارتجاعی جمهوری اسلامی وفق دادەاند. آنان وجود ملیتهای مختلف را در ایران نفی میکنند. وجود دو سیستم کشورداری را در همسایگی هم بە مثابەی دشمنی میپندارند. در افکار شوینیستی پان ایرانیستها کە آرزوی برپایی پادشاهی پارس را بر سرزمینهای متفاوت دارند پذیرا شدەاند. تحولات سریع چند دهەی اخیر در جهان را در نیافتەاند و هنوز هم با اندیشەی همگرایی اجباری و اتحاد بە زۆر سرنیزە بە تحلیل رویدادها میپردازند. در عین حال این احزاب و سازمانها در خصومت دائمی با همدیگر باقی ماندەاند. همان خصومتی کە در سال ١٣٥٧ بە نیروهایی کە میخواستند در ایران رژیم اسلامی بکارند، میدان داد تا موفق شوند و این گماشتگان دایمی زر و زۆر و جنایت را بر سر کار آورند.

از همین رو نیز در جامعەی کنونی ایران بە جریاناتی کم نفوذ و بیگانە با خواستهای تودەهای انبوە تبدیل شدەاند. این واقعیت در  جریان تظاهراتهای سراسری مردم ایران بر علیە شیادان حاکم بر کشور آشکار گشت. در حالیکە وسیعترین قشرهای جامعە وارد میدان شدە بودند، هیچ نیرویی برای سازماندهی و رهبری این شورش وسیع تودەها نبود کە بە آن سمت و سوی مناسب خویش را دهد تا آرزوی تودەهای بەپاخواستە برآوردە شود.

در اعتصابات سراسری کردستان، با تلاشی پیگیر از نخبگان، احزاب سیاسی  و دلسوزان کرد، در فاصلەی زمانی اندک، جبهەای وسیع و تودەای بە وجود آمد. همەی احزاب سیاسی کردستان صرفنظر از اختلافات فکری و سیاسی بە میدان آمدند و همەی روشنفکران و فعالان سیاسی در داخل و خارج از آن حمایت کردند. در این طیف وسیع و تودەای، کمونیست و مسلمان، استقلال طلب و فدرالیست خواە، چپ و راست و میانە دوشادوش هم در برابر دشمنان انسان و انسانیت، در برابر جنایتکاران و دزدان متحد شدند و مشت محکمی  بر دهان یاوەسرایان مبلغ رژیم زدند کە با ترساندن  و تهدید در صدد جلوگیری از هر نوع اعتراضی بودند. این اعتصاب سراسری نشان داد کە رژیم ایران با بحران عمیقی کە نتیجەی غارتگریها و جنایتکاریهایشان است روبرو شدەاست، توان  مقابلە با خیزش تودەها را ندارد. اعدامها، موشک پراکنیهای تروریستی، تعقیب و پیگرد آزادگان تنها صفوف مردم را منسجمتر و مشارکت تودەها را در خیزش بیشتر میکند.

اکنون فرصت مناسبی برای آن دستە از اپۆزیسیون سراسری ایران  کە در اندیشەی رهایی تودەهای تحت ستم ایرانند، فراهم شدە است کە از این تجربە و دستاورد کردها درس گرفتە و همەی اختلافات فکری ، اندیشەای و سازمانی را بە کنار گذارند و بە امی کە امر مشترک همەی ملیتهای ایران است بپردازند کە واژگونی نظام  ولایت فقیهی شیعەی صفویست. واژگونی رژیمی آخوندی کە چهل سال است مانند زالو خون مردم ایران را میمکد و منطقەی خاور میانە را صدها سال بە عقب بازگرداندە است.

اکنون زمان زمان عمل کردن است. باید بەپا خواست و این دیو پلید را از عرصەی جهان  بیرون راند. آنچە کە  برای سیستم آیندە لازم است باید بە رای مردم  واگذار شود. حق طبیعی ملیتهای مختلف ایران است کە خود سرنوشت خود را تعیین کنند. این نیز حق طبیعی مردم منطقە است کە در کنارهم  انسانوار و آزادانە در صلح  و صفا باهم زندگی کنند. وجود یک یا چند کشور جدید در منطقە کە بر اساس  انتخاب آزادانەی مردمان  منطقە باشد، تضمین کنندەی دوستی و همکاری ملتها در آیندە خواهد بود. 

فارسی