![]() |
|||||
|
![]() امروزه همه شیفتهگان آزادی و دمکراسی در ایران، نوعآ آرزوی نیل و تحقق خواستههای برحق خود را دارند و خواهان برچیدن طومار مستبدان و معاندین مقتدر و زورگو هستند. اما چگونه و چهسان میتوان از این فراز پرگداز گذشت، پرسشی است که همگان را به تشویش خاطر و نظر به تدوین عوامل واداشته است. ![]() مردم ایران که از برکناری دکتر مصدق خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات در حمایت از دکتر مصدق، که به کشته شدن چندین نفر انجامید، موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند. در 30 تیر 1331 دکتر مصدق بار دیگر به نخستوزیری ایران رسید. در اوایل انقلاب نیز مردم ایران ، بار دیگر قاطعانه علیه شاه مخلوع به صحنه آمدند و بساط آن حکومت را نیز در نوردیدند. اما متاسفانه به دلیل عدم برنامه از پیش تعیین شده و نیز عدم انجسام ملی، کسانی سوار بر این موج خروشان مردم شدند که از طرفی ذرهای از خیرخواهی و نیکاندیشی مردم فروگذار نبودند و از طرفی دیگر هم نام و ماهیت آنان برای مردم نامعلوم و نامتعارف بود. از آنروز به بعد، هر چه بیشتر از عمر این انقلاب میگذرد، انزجار و بیزاری مردم به صورت مجذور و مضاربهای بیشتر و بیشتر نمایان شده و خواهد شد. در زمان بنیصدر ـ اولین رئیسجمهور ایران ـ شکافی واضع و ژرف ، در بین مردم و سران نظام درج گردید که باز به دلیل بیعنایتی و حتی بی لطفیهای آقای بنی صدر به دیگر ملیتهای ایران در زمان صدارت خود، عدم انسجام و اتحاد تنوعات ملی و نیز قبضه کردن میدان مخالفت توسط افراد متمایل به سازمان مجاهدین خلق ایران، وی از پشتبانی اعم مردم ، ناکام ماند و این شانس بزرگی برای بقاء و تداوم اقتدار سران رژیم ایران محسوب گردید. 16 بهمن 1358 تظاهرات مردم به پشتبانی بنیصدر علیه رژیم \ 30 خرداد 1360 باز چند ماه پیش، بعداز انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، به دلیل ناکام ماندن کاندیدهای این دوره و یا به عبارت بهتر تقلب همیشگی در امر انتخابات ، دو تن از این کاندیدها که به قول و تایید خامنهای از صالحین کشور هم محسوب میشوند، به نشانه اعتراض به نتایج انتخابات و عدم قبول شکست از رقیب اصلی ، مردم را با خود همراه کردند و در طلب بازپس گیری آراء مفقوده خود برآمدند. دراین خصوص بخشی از مردم تهران نیز که مشتاق آزادی و استقلال اراده شخصی خود بودند، با استفاده از پوشش امنیتی آنان، ابتدا به بهانه مطالبه آراء و تقلب در امر انتخابات غیر آزاد، و سپس احراز خواستهای برحق و اساسی خود به خیابانها ریختند و به مبارزه پرداختند اما اشکال اساسی و اصلی این مبارزه که به جنبش سبز نامیده شده، این بوده و هست که تنها بر یک رنگ و رهند خاص دلالت دارد. اینجا رنگ سبز با اینکه ظاهرآ معنای خاص و معریفی خود را دارد، اما نوعآ به معنای تک بعدی بودن و تکروی کردن یک قشر خاص از یک ملت واحد میباشد. این در حالی است که ایران کشور ملیتهاست و در بهبود یا تغییر و تطور وضعییت مملکت، باید همه ملتها باهمدیگر تشریک مساعی کرده و با همیاری و همفکری یکدیگر، ایرانی آباد و آزاد را برای امروز و شاید فردای خود بسازند. به قول دوست عزیز و ارجمندم جناب آقای عسکر کردستانی رنگینکمان با همه رنگایش زیباست. ایران به مثابه یک سال شمسی میماند که 4 فصل دارد و هر فصل نیز با ویژگی خاص خود، 3 ماه دارد که هر ماه هم رنگ و ویژگی مخصوص خود را دارا می باشد. آنگاه از مجموع این تنوعات مختلف، سال بوجود میآید. اگر فصلی یا حتی اگر ماهی از جریان بیفتد، سال نقصانی در پیش روی خواهیم داشت. یا بعید هم نیست اگر با این نقصان، هیچ سالی هم بوقوع نپیوندد. مانع اساسی دیگری که به عدم توسعه این جنبش و جدیت بخشیدن بیشتر به آن انجامیده، بودن دو چهره سرشناس حامی رژیم در راس رهبری این جنبش هستند که سالهاست به خواستهای مردم و ملیتهای ایران پشت پا زده و خود نیز از مجریان و کارگزاران قانون اساسی بودهاند. و این خود مستلزم عذرخواهی و طلب بخشش و مغفرت از درگاه خدا و عامه مردم و نیز نقد گذشتههای رهبران این جنبش از طرف خود آنان میباشد که تاکنون صورت نگرفته و گمان آن میرود هرگز صورت هم نخواهد گرفت. پرواضع است که آقایان موسوی و کروبی، همه هم وغمشان تلاش برای جلوگیری از به رسمیت شناختن دولت کنونی جمهوری اسلامی ، انتباه مردم از نحوه انتخابات غیر آزاد و نیز انتزاع دولت دهم بود. اما متاسفانه بعداز چندین ماه مبارزه و پداخت هزینههای سنگین از طرف خود و حامیان این جنبش، به بهانه تنفیذ دولت توسط رهبر انقلاب، از این دعایی منصرف شدند. با این انصراف، با اینکه بر اثر شماتت و مواخذههای جانبی و محرکین اصلی این جریان که توده مردم بودند، باز برسر خواست اولیه خود برگشتند و خواستار ادامه مبارزه شدند، اما دیگر به نظر میرسد که کمافیسابق در راستای رهبری و عهدهداری این جنبش از محبوبیت و اعتبار قبلی خود برخوردار نیستند.زیرا بااین اقدام ، هم نقش خودرا منفعل کرده و هم ثبات و وفاداری آنان به نظام ولایت فقیه و اتمام حجت رهبری این نظام، برای همگان برملا و عیان گردیده است. اخیرآ اعلامیه و بیانیه گروه موسوم به سکولار این جنبش نیز محصول همین حقیقت انکارناپذیر و خاموشگرای رهبران قبلی این حرکت بود که خط فکری و مبارزهای خودرا از آنان تفکیک نموده و سطح مبارزه را از براندازی دولت به براندازی نظام جمهوری اسلامی ارتقاء دادند. کوتاه سخن اینکه این جنبش اگر بخواهد راه صعود و پیروزی خود را بپیماید، باید طی مخابره پیامهای جدی و استدعاهای ضمنی، مستدعی افزایش رنگهای دیگری بر این جنبش باشد و دیگر ملیتها را به یاری خود بطلبد. وگرنه آنچه زیر پای این انتظار سبز میشود، تنها علف هرزه است نه چیز دیگر. هیوا احمدی ـــــــــــــــــ بهمن 1388 شمسی .... منبع: www.peshmergekan.com |
| |||
| ههموو مافهکانی ئهم ماڵپهڕه پارێزراوه | |||||