روز جمعه 29 ژانویه سال 2010 میلادی، مردمی مسلمان که پیرو محمد هستند و امامشان آقای خامنهای است، جمع شدند تا به درگاه خدا و رسول او سجد ببرند و نیایش کنند . آنها رو به مکه، یکی از شهرهای عربستان سعودی و ساختمانی به نام خانه خدا، که از خشت و گل ساخته شده است، ایستادند و گفتند:
پاك و منزّه است پروردگار بزرگ من و او را سپاس مى گویم.( ذ كر ركوع)
پاك و منزّه است خداوند بلند مقام من و او را سپاس مى گویم.( ذ كر سجود)
گواهى مى دهم هیچ كس شایسته پرستش جز خداوند نیست، یگانه است و شریك ندارد./و گواهى مى دهم محمد (صلىالله
علیه وآله) بنده و فرستاده اوست./خداوندا! درود بفرست بر محمد(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت او(علیهم
السلام(.(تشهّد)
سلام بر تواى پیغمبر و رحمت خدا و بركات او بر تو باد./سلام بر ما و بر تمام بندگان صالح خدا.
/سلام بر شما اى جمعیّت نمازگزاران و رحمت و بركات او بر شما باد.( سلام)
پاك و منزّه است خداوند و حمد و ستایش مخصوص اوست و معبودى جز او نیست و خداوند بزرگتر از آن است كه به
وصف آید) تسبیحات)
خداوندا در دنیا و درسراى دیگر به ما نیكى مرحمت فرما و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!( قنوت)
در این روز شخص 84 سالهای بنام محمد یزدی در پایتخت جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه تهران در حالی که خدا ناظر بر گفتار و کردارش بود، قبل از نیایش به درگاه خدا، به قاضی القضات حکومت الهی گفت:" دستتان درد نکند که دو نفر را کشتید"، او عاجزانه از قاضی تقاضا کرد که بازهم بکشد.
واعظ دیگری در شهر اورمیه بنام ملا حسنی(که نوار خطبههایش جهت مزاح دست به دست می گردد) به حکومت جمهوری اسلامی ایران در تهران توصیه کرد، که اجساد دو نفر اعدام شده را در سطح شهر تهران برای عبرت دیگران بگردانند. این امام جماعت که ابتدا نماینده آقای خمینی(بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران) بود، بعداز مرگ او نماینده آقای خامنهای شد.ملا حسنی قاتل مستقیم مردم دو روستای قارنا و قلاتان در اطراف شهر نقده می باشد.او و هم قطارانش مردم این دو روستا را در مدت چند ساعت قتل عام کردند. پیشنهادی که ملا حسنی برای گرداندن اجساد این دو جوان در سطح شهر تهران دادهاند، از ابتکارات اویسی به شمار می رود، که فرمانده پادگان جلدیان و ژنرال کشتارهای سال 57 تهران در رژیم محمد رضا شاه پهلوی بود. اویسی در سالهای1967-68 دستور داد پیکر عبداله معینی و یارانش در شهرهای کردنشین بویژه مهاباد برای درس عبرت دیگران، گردانده شود.
آنچه آنروزها اتفاق افتاد و آنچه اکنون اتفاق می افتد ریشه در تاریخ این سرزمین دارد. داریوش در نوشتههای بیستون در کرمانشاه تشریح می کند که او چگونه با "فرهوهرتیش"ی مادی رفتار کرده است:
" فرهوهرتیش را کت بسته پیش من آوردند. من بینی، گوش و زبان او را بریدم و چشمهایش را درآوردم. او را به زنجیرکشیده ودر بارگاه نگاه داشتم تا همه جنگاوران او را به چشم خود ببینند. سپس دستور دادم که او را در اکباتان( همدان) بر سر نیزه کنند و تمام طرفدارانش را در قلعه اکباتان بر دار کنند."
هردوت مورخ یونانی می نویسد:
" آنها بعداز کشتن"گوماتا" و برادرش، سر هر دو را از تن جدا کردند و از کاخ بیرون رفتند و با بلند کردن سر بریده آنها بر روی دست، از مردم خواستند تا با آنها همراه شوند. مردم به دنبال آنها در کوچه و گذرها هر کجا "مغی" دیدند، با خنجر به جانش افتادند، این کار تا بدانجا پیش رفت، اگر تاریکی شب فرا نمی رسید، مغها را نابود می کردند. سالگرد این مغ کشی در تقویم پارسها با خط قرمز مشخص شده است و آنها این روز را جشن می گیرند، که به روز مغ کشان مشهور است. در این روز هیچ مغی جرئت بیرون آمدن از خانه را ندارد."
باز در سنگ نبشتهها از زبان داریوش می خوانیم که چطور او مغ کشی و ماد کشی را پیشه کرده است:
" سلطهای که از دست ما خارج شده بود، دوباره به ما برگردانده شد. آنگاه آن پرستشگاهی که گوماتای مغ از قوم ما ربوده بود، به خودمان برگرداندم. اهالی پارس، مادها و کسان دیگر را به سرزمین های خود بازپس فرستادم. بدین ترتیب تمام آنچه که خراب شده بود، به وضع قبلی برگردانده شد. تمام اینها را به یاری اهورامزدا انجام دادم. آنقدر رنج و جور وجفا کشیدم، تا توانستم تیره و طایفه خودرا به پله و پایه قبلی آن برسانم. بدین ترتیب من به یاری و بزرگی اهورامزدا طایفه خود را به پایه قبلی برگرداندم، که گوماتای مغ به آن دست درازی کرده بود." (ایران باستان ص. 533/34)
در زمانی که ما زندگی می کنیم به نام دین و خدا می کشند، در دوران گذشته به نام اهورامزاد این کار را می کردند. آنها و اینان آنطور وانمود کرده و می کنند که خود به طور مستقیم با هورامزاد و خدا تماس داشتهاند و دستورات قتل و کشتار را شخصا" از ایشان گرفتهاند. و ما هزران سال است باور کردهایم که چنین است که آنها گفته و می گویند.
در طول تمام هزارهها مردمانی بودهاند که در برابر ظلم و ستم ایستادهاند و جان بخشیدهاند، ما در همین تاریخ می خوانیم که چطور حسنک وزیرها، حلاج ها بر دار شدهاند و چطور سرب مذاب در حلقوم اندیشمندان ریختهاند و چطور زبان شعرا و ادبا و فرهیختگان را بریدهاند، دهانها را دوختهاند و سرها بر دار کردهاند، لیکن هنوز کسی به سرای آزادی نرسیده است.
خون آن دو جوان، عطش خادم خدا را کاهش نداد. او خون بیشتری می خواهد. او آشکارا در قرن 21 در برابر دوربینهای جهان، فریاد بر می آورد که" بیشتر بکشید". قطار مرگ در این سرزمین هنوز در حرکت است.
برای این خادمان، نماز جمعه بهانهای است برای ایجاد نفرت و شستشوی مغزها و ادله آوردن برای جنایات بیشتر و استقرار دیکتاتوری الهی/زمینی. آنگاه نماز جمعه به امامت محمد یزدی چنین برگزار خواهد شد.
پاك و منزّه است خامنهای بزرگ من و او را سپاس مى گویم.( ذ كر ركوع)
پاك و منزّه است خامنهای بلند مقام من و او را سپاس مى گویم.( ذ كر سجود)
گواهى مى دهم هیچ كس شایسته پرستش جز خامنهای نیست، یگانه است و شریك ندارد./
و گواهى مى دهم محمد یزدی (صلىالله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست./
خامنهای یا ! درود بفرست بر محمد یزدی (صلى الله علیه وآله) و اهل بیت او(علیهم السلام(.(تشهّد)
سلام بر تو اى یزدی و رحمت خامنهای و بركات او بر تو باد./سلام بر ما و بر تمام بندگان صالح خامنهای ا.
/سلام بر شما اى جمعیّت نمازگزاران و رحمت و بركات او بر شما باد.( سلام)
پاك و منزّه است خامنهای و حمد و ستایش مخصوص اوست و معبودى جز او نیست و خامنهای بزرگتر از آن است كه
به وصف آید) تسبیحات)
خامنهایا در دنیا و درسراى دیگر به ما نیكى مرحمت فرما و ما را از عذاب دوزخ نگاه دار!( قنوت)
..
منبع: www.peshmergekan.com