جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که به هیچ روشی نمیتواند ادامه حکومت دهد، ادامه اعتراضات وسیع ضد حکومتی در روزهای اخیر ،حتی در رسانههای خارجی نیز به نحوی است که خبر از سرنگونی جمهوری اسلامی میدهند بسیاری از نشریهها و روزنامه های مختلف را دیدیم که نوشتند جمهوری اسلامی روزهای آخر خود را سپری میکند و یا در حال سقوط است،همچون نیویورک دیلی و شبکه جهانی بی بی سی و سی ان و.. ، که همگی به نحوی از انحاع خبراتفاق و یا تغیری در ایران دادند اما این اتفاق و تغیر چیست کی رخ میدهد مسلما کسی نمیداند، بنابر این یک بحران جدی در ایران در برابر چشمان ما جریان دارد که این سوال را در ذهنها ایجاد میکند که این سقوط و سراشیبی چقدر نزدیک است؟
جواب این سوال قطعا ادامه سرکوب و کشتار بی رحمانه نیست رژیمی که به اسلحه برای کشتن مردمان خود دست می زند روشن است که بسیار تزلزل کرده است اگر رژیمی همچون ایران با توپ و تانک و اسلحه های سبک و سنگین برای مهار اعتراضات به خیابان بیاید و حتی حکومت نظامی اعلام کند،نیرویی عظیمتر بر علیه خود در جامعه بوجود می آورد و در نتیچه تقابل بین حکومت و جامعه در حادترین شکل قرار میگیرد در آن زمان اعتصابات عمومی و انواع مقاومتها و اعتراضهای وسیع و مدنی در دستور کار قرار میگیرد و موج انقلاب به قدرتی به مراتب مخرب تر علیه جمهوری اسلامی شکل خواهد گرفت در چنین شرایطی است که دیگر سپاه و ارتش و نیروهای امنیتی چندان برای حکومت قابل اعتماد نیستندو شکاف عمیق تری را در بین خودیهای رژیم پدید می آورد و دست بردن به سرکوب شدید هم کاری از پیش نمی بردو از نظر وجهه بین ا لمللی نیز حکومت نظامی هیچ مشروعیتی برای رژیم نمی گذارد وتمام مردم جهان را با قدرتی بیشتر پشت سر مردم ایران می آورد بنابر این حکومت نظامی به معنای شلیک گلوله به خود سینه نظام است ،از طرف دیگر کوتاه آمدن در برابر خواستهها و اعتراضات مردمی هم برای حکومت چندان مناسب نیست و حتی به مراتب بدترو خطرناکتر از اولی هم هست چرا که عقب نشینی رژیم در برابر مردم و خنثی نمودن بخشی از نیروی اجتماعی مقابل خود، به معنای پیروزی مردم بر رژیم محسوب خواهد شد و مردم برای تحقق خواستههای خود به جلو قدم بر داشته و انقلاب در ابعاد بسیار بزرگترو وسیع تر شعله خواهد کشید.راه دیگر ادامه و دوام این وضعیت به صورت فعلی که موجود است و البته این راه هم برایش ممکن نیست چرا که تظاهرات روزهای اخیر و بویژه روز آشورا نشان داد که وضعیت فعلی قابل دوام نیست،و این تظاهرات در واقع چیزی شبیه بحران و قیام بود که علی رغم همه تهدیدها مردم اعم از زن و مرد و کودک و پیر و جوان به خیابانها امدند و با مزدوران حکومت خامنهای سینه سپر کردند و به خاک و خون کشیده شدند و ضمن درگیری با سرکوبگران شعارهای مثل مرگ بر خامنه ای و ضد ولایت فقیه شعار دادند،و این وضعیت نشان داد که آنهایی که فکر می کردند در این روز یعنی آشورا می توانند مردم رادر چهارچوب نظام جمهوری اسلامی کنترل و یامهار کنند چقدر در از اوضاع موجود پرت بودند.البته بر همگان آشکار است که رژیم در این روز دست به چه جنایتهایی زد و چقدر خشونت به خرج داد و چندین نفر را کشت وصدها نفر را دستگیر کرد و به زندانها فرستاد و تا توانست بطور وحشیانه به مردم کتک زد و هتک حرمت کرد.البته برنده واقعی این وضعیت به روشنی معلوم بود که مردم هستند و هیچ مفسر سیاسی در عالم سیاست پیدا نمیشود که فکر کند رژیم جمهوری اسلامی بتواند اوضاع را کنترل کند و باقی بماند،و مسلما رژیم را به این فکر واداشت که تظاهرات بعدی، در چه ابعادی خواهد بود و این قضیه بی گمان بر روحیه نیراهای رژیم نیز اثر کرده و به شدت تضعیف کرده است،ضمن آنکه موقعیت بین المللی رژیم را بدتر کردهو دولتهای غربی نیز، دیگر با لحن های بسیار شدید با جمهوری اسلامی سخن می گویند.بنابر این نتیجه میگیریم که رژیم جمهوری اسلامی هر چه قدر به این سو وآن سو بچرخد و کشت و کشتار بکند دیگر شانس بقا ندارد و این رژیم در واقع در محاصره یک انقلاب جدی است و بزودی سرنگون خواهد شد.
بشار کرمی
سویس 2010/01 /04
با درود به گرامی آقای کرمی،
دوست گرامی مقاله شما در حالیکه حاوی نکاتی واقعی در رابطه با جنبش آزادیخواهی است، نشانههایی هم از مقداری ساده نگری یا خوشبینی در خود دارد. اینکه ادامه این حرکت مردمی به هر شکلی که نامیده شود نهایتا منجر به سرنگونی نظام جمهوری اسلامی خواهد شد حقیقتی انکار ناپذیر است. ولی نباید فراموش کرد که حاکمیت هم به این سادگی از اریکه قدرت پایین نخواهد آمد و آنگاه که متقأد شود که سرکوب راه حل مشکل نیست قطعاً تمام تلاش خود را خواهد کرد که با به انحراف کشاندن حرکت مردم آنچه را که امکان نجات دارد نجات دهد و از مدتها قبل پیش بینیهای لازم برای چنین روزهایی را تدارک دیده است. از طرف دیگر به نظرم کمی ساده اندیشی است که گمان کرد که دولتهای غربی منافع اقتصادی خود را فدای مصالح ملی ملت ایران میکنند. گرامی، آنچه که شما به حق اتخاذ مواضع تند تر و به کار بردن لحن بسیار شدید دولتهای غربی مینامید در وحله اول نتیجه حرکت مردم و بعد از آن پاسخگویی به افکار عمومی مردم این کشور هاست که در نتیجه تلاش -از نظر من نا کافی- ایرانیان خارج از کشور به وجود آمده است. البته نگفته پیداست که جهوری جنایتکار اسلامی با امکانات گستردهای که در اختیار دارد تمام تلاش خود را میکند که این افکار عمومی را به نفع خود تغییر دهد. اینجاست که نقش فعالان سیاسی خارج از کشور برای مقابله با این تلاشهای جمهوری اسلامی آشکار میشود.
گرامی، باید بسیار مواظب بود که با چنین ساده انگاریهایی موجبات کرختی و خواب الودگی اوپوزسیون خارج از کشور را فراهم کنیم.چونکه منزل بس خطرناک است و اگر هشیار نباشیم مقصد بس بعید خواهد بود و در غیاب کشتیبانی چون نوه معلوم نیست اگر ما هوشیار نباشیم سرنوشت این جنبش به کجا خواهد انجامید.
پیروز باشید
همدل باوفا
.........