ماڵه‌وه‌
په‌یوه‌ندی
ناردنی بابه‌ت
لینک
پێناسه‌
بیره‌وه‌ری
ڕێبه‌ران
کۆنگره‌
ئاگاداریه‌کان
ئه‌رشیف
وێنه‌
سروود
فیلم
هۆنراوه‌
ده‌فته‌ری میوانان
تیرۆر
ترور و جنایت
فارسی
English
Svenska
کتێبه‌کان
‌ساڵه‌‌ نه‌ڵۆسی
وه‌رگێڕ
رادیۆ
 

ئاگاداریه‌کان

چالش های فراروی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه‌و دنیا،فرشید قاسم پور

بحرانهایی که‌ امروزه‌ در سیاست خارجی ،داخلی و بین المللی جمهوری اسلامی وجود دارند موضوعاتی ریشه‌ ای و بسیار مهم اند که‌ ابعاد گوناگونی را در بر میگیرد. اگر بخواهیم از نقطه‌ نظر و دیدگاههای مختلف به‌ انعکاس این ابعاد بپردازیم متوجه‌ می شویم که‌ بیان این نظرها برای صاحبان مطالعه‌ بسیار ارزشمند و ضروری است که‌ مورد بحث و نقد نظر خواهد بود . حال اگر به‌ عمق قضیه‌ که‌ همانا چالشها و درگیریهای خاورمیانه‌ ای فراروی سیاست خارجی جمهوری اسلامی هستند،نگاهی بیاندازیم ،همگی نسبتا دارای دو خصیصه‌ مشترک هستند، اولا این بحرانها و گرفتاریها مانند وضعیت کشورهای در حال جنگ ویا درگیر مسائل و مشکلات داخلی،مثل عراق،لبنان و فلسطین،،افراط گرایی و تروریسم،توسعه‌ و گسترش سلاحهای هسته‌ای و توسعه‌ دمکراسی ابعاد بین المللی و منطقه‌ای دارند،از دیدگاه دوم جمهوری اسلامی در منطقه‌ و دنیا خود بخشی از بحران است ،که‌ گرفتاریها و مشکلات سیاست خارجی و منطقه‌ای آن از همین خصوصیات است،از یک سو جمهوری اسلامی باید با این بحرانها در چارچوب منافع ملی و آرمانی خود تعامل دو سویه‌ داشته‌ باشد و از سوی دیگر از نظر بین المللی و منطقه‌ای خود بخشی از بحران است که‌ بیشک استفاده‌ موثر از از این مشکلات می تواند منافع متعددی برای آن در بر داشته‌ باشد همچنانکه‌ اشتباه نیز در آن اثرات مخربی را در پی خواهد داشت .
اگر نگاهی به‌ سرنگونی رژیم صدام بیاندازیم و به‌ نقش استراتژیک ایران در عراق توجه‌ کنیم با هیج کشور دیگری در منطقه‌ قابل مقایسه‌ نیست،کشوری که‌ تا قبل از سقوط، سیاستهای بین اعراب و ایران را رقم میزد ،امروزه‌ در مقایسه‌ با اعراب سیاست بهتری با ایران دارد،این مساله‌ مخصوصا پس از خارج شدن نیروهای هم پیمان در عراق تا پایان 2011 بنا بر سیاست جدید دولت امریکا،محسوس میشود، کنترل اختلافهای قومی و مذهبی و امنیت داخلی عراق، شاید دغدغه‌ اصلی ایران در سیاست منطقه‌ای آن پس از خروج این نیروها باشد که‌ چگونه‌ بتواند از آن به‌ نفع خود بهره‌ برداری کند، در چنین شرایطی است که‌ سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید بتواند پاسخگوی این پرسش و پاسخها باشد. جنگ مذهبی در عراق که‌ قابل گسترش به‌ مرزهای ایران است باید مهار شود وساختار حکومتی آن که‌ در بردارنده‌ حقوق کردها و شیعه‌ هاست باید توان و چگونگی کمک به‌ آ ن را داشته‌ باشد.در فلسطین و لبنان ایران نفوذ زیادی دارد که‌ باز از دیدگاه بین المللی مطلوب نیست کمک به‌ حماس و حزب اللاه لبنان تا در دایره‌ قدرت باقی بمانند و حمایت ایران در پذیرش منطقه‌ ای آنها،و از طرف دیگر سیاست جدید دولت امریکا در خاورمیانه‌ رویکرد جدید دیگری است که‌ همسو با منافع رقبای ایران است بحران را در شرایط حساس فعلی برای ایران بسیاردشوار تر کرده‌ است و بی گمان راه مقابله‌ با همه‌ اینها نیازمند تعاملی مثبت است که‌ البته‌ در حال حاضر از جانب ایران وجود ندارد و همچنین روابط نابسامان ایران با اعراب منطقه‌ که‌ البته‌ در بسیاری موارد بسیار خصمانه‌ و دشوار است و وخیم ترگشته‌ است مثل روابط با مصر و عربستان سعودی که‌می بایست به‌ نقطه‌ اعتدالی میرسید واز زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بسیار بدتر شده‌ است،موضوعات دیگری همچون اسراییل که‌ نه‌ تنها در حوضه‌ امنیت و سیاست بلکه‌ در سطح نظامی هم برای ایران تهدید بسیار دارد،که‌ االبته‌ اسرائیل در بین کشورهای منطقه‌ تنها کشوری است که‌ پتانسیل وتوان حمله‌ به‌ تاسیسات اتمی ایران را دارد و این تهدیدها تا آنجا پیش رفته‌ است که‌ همه‌ برنامه‌ های اتمی جمهوری اسلامی را با چالش مواجه‌ کرده‌ است و تا آنجایی که‌ باعث گشته‌ بیشتر قدرتهای جهانی همسو با اسرائیل گردند.افراط گرایی و تروریسم و گسترش برنامه‌ های هسته‌ ای جمهوری اسلامی موضوعات دیگری هستند که‌ گروههای تندرووتروریستی در ابعاد مختلف از آن بهره‌برداری مالی و نظامی کرده‌و ایران را بستر مناسبی میدانند که‌ از همه‌ لحاظ می توانند استفاده‌ کرده‌ واقدامات تروریستی خود را در خارج مرزهای ایران و از یک کشور به‌ کشور دیگر استفاده‌ کنند،رقابت تسلیحاتی جدید در بین کشورهای عربی که‌ ناشی از بلندپروازیهای جمهوری اسلامی است رویکرد دیگری است که‌ ممکن است در اینده‌ به‌ رقابت استراتژیک هسته‌ای تبدیل شود و بحران اتمی ایران را نتوانند مهار کنند،برنامه‌های دولت جدید آمریکا برای توسعه‌ اجتماعی و دمکراسی در منطقه‌ از موارد دیگری است که‌ بارشد آگاهی شهروندان خاورمیانه‌ای نسبت به‌ حقوق سیاسی خود و روند باز شدن با جوامع غربی رادر پی داشته‌ است که‌ نمونه‌ آن تمرین دمکراسی در عراق بعد از صدام می باشد. همه‌ این موارد ذکر شده‌ بعلاوه‌ سیاست سرکوبی که‌ دستگاه حاکم بر ایران در مقابله‌ با اعتراضهای گسترده‌ مردمی که‌ از 23 خرداد 1388آغاز گردید و همچنان ادامه‌ دارد ووخیم تر میشود همچنانکه‌ شاهد اقدامات سرکوبگرانه‌وصدور احکام هرچه‌ سنگین تر علیه‌ دستگیرشدگان این رویدادها در روزهای گذشته‌ هستیم و کار به‌ جایی رسیده‌ است که‌ سیستم نظامی حاکم در ایران تنها راه ادامه‌ حیات خود را در تشدید خفقان و ارعاب،ضرب و شتم،دستگیری،زندان شکنجه‌ و تجاوز جنسی و اعدام و تنگتر کردن فضای سیاسی جامعه‌ می بیند.

فرشید قاسم پور
2009/ 12/3



 
     
  هه‌موو مافه‌کانی ئه‌م ماڵپه‌ڕه‌ پارێزراوه‌