گفتارها، مطالبات، آرمان ها و خواسته های گفتمان جنبش سبز در ایران ریشه در،خواست دموکراتیک و نقاط عطف تاریخی – سیاسی ایرانیان دارد.لازمه تداوم وهمراهی با این جنبش تاکید بر مؤلفه های چون :1 صلح خواهی و صلح جویی 2 خواست های دموکراتیک 3 تعیین سرنوشت سیاسی بر اساس رای واقعی مردم 4 مشارکت سیاسی تمام مردم ایران در ساخت قدرت فارغ از هویت ها وتفاوت های زبانی ،عقیدتی ،فرهنگی ،مذهبی وغیره می باشد.
بی شک آزادی وعدالت برای بسیاری از دگر اندیشان سیاسی و عقیدتی، هویت های ملی ،روشنفکران ،احزاب سیاسی اپوزیسیون همواره یک خواست تاریخی بوده است و سال های متمادی است که در برابر حکومت های مرکزی واستبدادی چه سلطنت و چه ولایت آن را فریاد می زنند.سید محمد خاتمی در جمع دانشجویان در 26 آبان این را بیان می کند."جنبش ایرانی یک حرکت خلق الساعه نیست.یک التهاب عاطفی نیست که با یک انگیزه روانی به وجود بیاید ومثلا با ترس ازبین برود،بلکه بسیارعمیق وگسترده است."
در طی 30سال اخیر در برابر حاکمیت اسلامی این جنبش پویا و بالنده وجود داشته است. پرچم آن بر دوش جنبش های زنان،کارگران،دانشجویان، روشنفکران ،روزنامه نگاران ومردمان به حاشیه رانده شده حاشیه ای ایران از مشارکت در قدرت و سیاست بوده است.به درستی می توان با یک بررسی کوتاه تاریخی به برداشتی دست یافت، که برای رهبران سیاسی ،روشنفکران ،فعالین اجتماعی ،فرهنگی و احزاب سیاسی فعال در عرصه اجتماعی – سیاسی کردستان در همان 12فروردین سال 58 ماهیت و محتوای نظام جمهوری اسلامی سرشار از سوال و یک ترکیب ناهماهنگ بود.در این مقطع تاریخی پرچم مبارزه ومقاومت، جنبش دموکراتیک ومدنی برای ایران در میان کردها برافروخته میشود.
احزاب و شخصیت های سیاسی در میان کردها با موضع گیری های انتقادی و تاریخی خود به طرح سوال اساسی و بنیادی در خصوص ماهیت وویژگی"جمهوری اسلامی"نظام برآمده از انقلاب سرتاسری ایران می پردازند.آن را در 12 فروردین 58 به دلیل غیر دموکراتیک بودن ونامشخص بودن برای مردم به چالش می کشند.
آنان در پی آن بودند که بیشتر در خصوص این ترکیب نا همگون "جمهوری اسلامی "چیست ؟بدانند. بر این اساس به آن یا( نه) گفتند و یا در صدد بر آمدند که با طرح موضوعات مختلف بیشتر پی به ماهیت ، معنا و مفهوم آن ببرند.این نظام بر مبنای کدام اندیشه اجتماعی و سیاسی و بنیاد فکری بنا شده است ؟
لطف ا.. میثمی می گوید: "جنبش روشنفکری و احزاب سیاسی ، فعالین اجتماعی و سیاسی حاضر در فضای سیاسی ایران دهه 40 و50 هیچگاه به درستی و با بررسی بیشتر اندیشه ها، افکارو گفتارهای آیت ا..خمینی در خصوص ولایت فقیه به ویژه مجموعه بحث های ایشان که در سال 48 در نجف برای برخی از روحانیون نزدیک به خود در کلاس خارج از فقه بیان می کرد مطالعه ننموده بودند." می توان این را نیز پذیرفت یا از این اندیشه بی خبر بودند ویا آن را خیلی جدی نگرفته بودند.
بر همین مبنا بسیاری از آگاهان سیاسی و فعالین اجتماعی و نیز رهبران سیاسی احزاب با سابقه کردستان تعارض آشکاری در میان گفتارها، سخنرانی ها، مصاحبه ها و وعده های آینده نظام سیاسی "جمهوری اسلامی"که از سوی .آیت ا.. خمینی در فرانسه درمدت اقامت کوتاهش بیان می کرد.با سخنرانی ها و گفتارهای ایشان در بازگشت به ایران در بهشت زهرا، مدرسه علوی و سکوت و تاییدش در برابر اعدام ها و موج گسترده کشتارهای وابستگان رژیم سابق که خارج از یک قضاوت ساده قضایی هم حتی صورت می گرفت،این تعارض آشکار و تغییرماهیت گفتار ایشان برخی فعالین سیاسی را واداشت که بیشتر به ماهیت و هدف نظام پیشنهادی" جمهوری اسلام" آیت ا..خمینی بپردازند. بی شک احزاب سیاسی کردها و رهبران سیاسی آنها به دلیل همین تحلیل و بحث انتقادی و تاریخی در خصوص جمهوری اسلامی و رفراندم 12 فروردین 58 در جایگاه اولین اپوزیسیون و مخالف جمهوری اسلامی قرار گرفتند .این موضع گیری و دیدگاه انتقادی رهبران کرد و مردمانش در نهایت موجب خشم و نفرت آیت ا.. خمینی و فتوی مذهبی –سیاسی خود در برخورد با کردها و لشکرکشی به کردستان در 28 مرداد 58 گردید. که موج گسترده اعدام و سرکوب را طی این 30 سال به دنبال داشت که آخرین مورد آن اعدام احسان فتاحیان بوده است. برای کردها 12 فروردین 58 آواری بود که بر سر آنها فرود آمد. تنها به جرم مطالبات و خواست های دموکراتیک و مدنی و حقوق شهروندی و با 30 سال تاخیر این آوار بر روی تمام مردم ایران در 22 خرداد روز" کودتای انتخابات "فرود آمد. از آن روز تا به امروز طی این 30 سال به قول فروغ فرخزاد ، طناب دار بافتند و چوبه اعدام به پا کردند .فردای دگر اندیشان و احزاب سیاسی در ایران نیز همین شد. فدایی ، پیکاری، مجاهد، توده ای ، دگر اندیش، روشنفکر سیاسی، نویسنده، روزنامه نگار، دراویش، روحانیون منتقد ،علمای اهل سنت،بهايی،اصلاح طلب و هر روز به این قافله و کاروان مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی بیشتر اضافه می شد .
اما کردها چون گذشته ،همچنان بر آرمان های دموکراتیک و حقوق برابر شهروندی و مشارکت در ساخت قدرت سیاسی در ایران بر مبنای یک نظام دموکراتیک پایبند هستند . 30 سال در نظام ولایت در برابر گفتمان خشونت و سرکوب، پرچم گفتمان مقاومت، دموکراسی، صلح، ضدیت با ترور دولتی و عدالت سیاسی_ سرزمینی را فریاد می زنیم .
پس بی شک باید مدافعان جنبش سبز در ایران و خارج از وطن بدانند که اگر جنبش سبز صلح خواهی، جامعه دمومکراتیک، نظام سیاسی دموکراسی خواه، برابری مردمان ساکن ایران در برابر قانون خارج از هویت ها، تفاوت ها و عقاید مختلف را فریاد می زند. کردها در این راه همچون گذشته در کنار آنها و با آنها هستند .
این ویژگی همراهی وهمگام بودن برای آزادی، در میان جنبش سیاسی –اجتماعی کردها به دلیل مدنی و دموکراتیک و گفتار صلح طلبانه بودن آن است، که ریشه در یک دیدگاه پلورالیسم سیاسی، فرهنگی ، زبانی، جغرافیایی و آرمان تاریخی دارد، که در تاریخ معاصر سیاسی ایران کردها از سال 1324 تا به امروز برای آن هزینه های مختلف کرده اند و قربانیان بی شماری را در این راه داده اند .30سال پیش در نظام ولایت و هر روز از این 30 سال در برابر تمام تبعیض ها، نابرابری ها ،سرکوب ها وخفقان سیاسی و نظامی و فضای امنیتی، دموکراسی برای ایران را مطالبه کردیم .اما پاسخ به ما به قول فروغ این بود:" طناب دار تو را می بافند". امروز همچون گذشته بخش عظیمی از مطالبات مردم ایران در شهرهای مختلف درحمایت از جنبش سبز را ادامه همان خواست تاریخی و مدنی خود در" 12 فروردین 58" می دانیم .خواستی که با یک ساختار غیر دموکراتیک، حاکمیت دینی و ولایت فقیه اقتدار گرا و تمامیت خواه به حاشیه رانده شدند .اگر دیروز مردمان حاشیه نشین ایران درآذربایجان، کردستان ، خوزستان ، سیستان و بلوچستان ، ترکمن صحرا به حاشیه کشیده شدن و غیر خودی شدند. امروز وارثان نظامی ولایت مطلقه فقیه تمام ایران را می خواهند به حاشیه بکشانند .اما باید هوشیار خوشحال بود که امروز،همه ایران است، که کردستان ،خوزستان، آذربایجان و بلوچستان شده است .قدرت سالاران و فاتحان دیروز این سرزمین ها سردارانی هستند که امروز از پادگان ها و خانه های رویایی شان خارج شده اند ،تا این روزها در تهران، اصفهان، شیراز و سایر شهرهای ایران چوبه دار و تجاوز بر پا کنند. کهریزک و بند 209 و 350 و صدها زندان مخوف و ناشناخته دیگر را به وجود آورند. این سرکوب گران جنبش مردمی و دموکراتیک مردمان حاشیه نشین ایران، امروز سردارانی هستند که منابع عظیم مالی و نظامی و یک قرائت کاملا فاشیستی از دین را در اختیار دارند، تا به خیال خود جنبش ضد استبدادی ،عظیم، گسترده وتجمع میلیونی آرام و سبز مردم را همچون غروب 25 خرداد در میدان آزادی توسط عوامل خود در پایگاه مقداد به غروب خونین تبدیل کنند. کهریزک و تجاوز را بار دیگر امروز اما بیخ گوش ولی فقیه، رهبران سیاسی، نهاد مجلس، قوه قضاییه و در مرکز سیاسی حاکمیت انجام دهند .آنان تجربه سرکوب در کردستان، کرمانشاه ،خوزستان ، آذربایجان و بلوچستان را این روزها در 30 خرداد 88 ، 18تیر ،30تیر ،13 آبان ،16 آذر و نیز فرداهای بی شمار دیگررا می خواهند تکرار کنند. اما آرمان و خواست های جنبش به دلیل ویژگی و ماهیت دموکراتیک در حد نسبتا بالایی از ساختار حکومت وقانون اساسی عبور کرده است.این جنبش و اعتراض به حاکمیت در ایران بی شک به سوی یک وضعیت انقلابی پیش می رود.تاروزی که دوباره به" 12 فروردین" 89 روز "جمهوری اسلامی "خواهیم رسید. از شما باید این سؤال پرسید ؟سرداران و فقیهان حاکم بر ایران و طراحان و مجریان" کودتای انتخابات" با سبزه های هفت سین وروز13 فروردین که همه جای ایران رادر بر خواهد گرفت ،چه خواهید کرد ؟
گیریم که می زنید، گیرم که می برید،گیرم که می کشید، با رویش نا گزیر جوانه چه می کنید ؟
leviathan_iran@yahoo.com