حافظا خود گفته بودی آن را
باز هم کردند تلهقرآن را
هاچهآرم ازکجا این قد خم
راست گرداند دوال شان را
آشیان سازند به ویرانه چو بوم
زالوند خون میمکند انسان را
میزنندو میبرندو میکشندو
میکشند بر دار اینو آن را
هادمند نه هادیند براین سریر
کیست تا دیوان کند دیوان را
قد علم کردند قلم کردند قلم
قبضه کردند خطهایران را
آهگوئی نگذرد از آسمان
مویهگوئی برگ ریزد جان را
گرچنین است رسم این دارالفنون
بر گزینم یک رهآسان را
میفروشم من "بجوی"همچوتو
ملک جهان روضهرضوان را
حامیدڕهشدی زهرزا.
20/11/2009ی زایینی.سیدنی ئوستهرالیا،