"هرگز از مرگ نهراسیده ام ، حتی اکنون که آن را در قریب ترین فضا و صمیمانه ترین زمان، در کنار خویش حس میکنم. آن را میبویم و بازش میشناسم ، چراکه آشنایی ست دیرینه به این ملت و سرزمین."
این جملات رافرزند دلیر کردستان احسان فتاحیان در واپسین لحظات حیاتش، زیر تیغ دژخیمان جمهوری وحشت و ترور بر زبان راند، تا به سمبل مقاومت ملت کرد در کردستان ایران تبدیل شود.
احسان را چنانکه میدانید دشمنان قسم خوردهی ملت کرد، صبح روز چهارشنبه (11 نوامبر/20 آبان) تنها به جرم کرد بودن و پایمردی و استواریش در دفاع از حقوق حقهی ملت کرد اعدام نمودند.
اعدام ناگهانی این سمبل مقاومت کردستان در شرایطی اتفاق افتاد که از هفتهها قبل تلاشها و کمپین هایی از طرف کانونهای مدافع حقوق بشر،انسانهای آزادیخواه و فعالین سیاسی چه در داخل و چهدر خارج برای جلوگیری از این اعدام صورت گرفت، ولی افسوس که این تلاشها بی نتیجه ماند.
رژیم درماندهی جمهوری اسلامی کهبه علت بحران مشروعیت در داخل و شکافی که در بین جناحهای آن ایجاد شده و همچنین به خاطر مبارزات مردم آزادیخواه و فشارهای جامعهی جهانی در راستای شفاف سازی بیشتر در مورد برنامههای هستهایی، به دریوزگی افتاده است و درحال تسلیم به غرب است. برای جلوگیری از ریزش پایههای حکومتش و به خاطر کنترل کردن وضع، در صدد ایجادجو پلیسی و رعب و وحشت در بین مردم است، و این پروسهی امنیتی را می خواهد از کردستان که همیشه سنگر مقاومت ملت دلیر کرد و مأمن و پناهگاه سایر ملل تحت ستم در ایران بوده و هست، آغاز نماید.
ازاینرو می توان اعدام احسان فتاحییان را سر آغازی برای سلسله اعدامهای جدید-هماننداوائل انقلاب- در کردستان نامید که رژیم از مدتها قبل و به منظور ترساندن ملت کرد در کردستان ایران،در تدارک آن بوده و هست.
در این راستا و بنا به گزارش کمیتهی بین المللی ضد اعدام، می توان به نامهی محرمانهی "سیستم به اصطلاح قضایی ایران" اشاره کرد که در آن از دادگستری سنندج خواستهشدهاست تا شماری از زندانیان سیاسی دربند کرد در زندان مرکزی سنندج را اعدام نمایند. و در حال حاضر و بدین منظور نیز "تیم اعدام" را به شهرهای کردستان گسیل داشته است.
رژیم اما، چند نکته را فراموش کرده است و آن اینکه، امروز با اوائل انقلاب و دههی 60 بسیار فرق دارد و عصر اطلاع رسانی است و هر جنایتی را که مرتکب شود تنها در مدت زمان کوتاهی به سایر نقاط جهان مخابره خواهد شد و افکار عمومی جهان از آن مطلع خواهند شد.
و نکتهی دیگر اینکه اگر اگر این رژیم فکر می کند با زندان، شکنجه، اعدام و ترور می تواند مردم را بترساند و جنبش ملی کردستان را از میان بردارد، باید گفت که خیالی است خام، و مبارزهی رهاییبخش مردم کردستان به قطاری می ماند که درمسیرش ممکن است مسافرانی را ازدست بدهد ولی این قطار به مسیرش ادامه می دهد و درنهایت به سرمنزل مقصود که همان رهایی و پیروزی ملت کرد است می رسد.
63 پیش پیشوای شهید کردستان زندهیاد "قاضی محمد" در بیدادگاه شاه خطاب به رژیم وقت، اظهار داشت: "اگر امروز شما قاضی محمد را به جرم دفاع از حق و حقوق ملت کرد اعدام می کنید فردا هزاران قاضی محمد برای رهایی این ملت بپا خواهند خواست."
و شما می بینید امروز فرزند خلف قاضی محمد (احسان فتاحیان) در پای چوبهی دار شجاعانه همان سخنان را خطاب به شما تکرار می کند و می گوید: اگر به گمان شما زورورزان و حاکمان، مرگ من موجب حذف مسئله ای به" نام مسئله کردستان" خواهد شد باید گفت زهی خیال باطل . نه مردن من و نه هزاران(ی) چون من مرهمی بر این درد بی درمان نخواهد بود و چه بسا آتش آنرا شعله ورتر خواهد نمود.
براستی که مرگ احسان و احسانهای دیگر، نه تنها ملت کرد را از مبارزه در راه بدست آوردن خواستهای ملی خویش باز نمی دارد، بلکه، ارادهی آنها را در این راه جزم تر و تنها آتش تنور مبارزات جنبش حق طلبانهی این ملت را در کردستان ایران شعلهورتر خواهد کرد و شما دژخیمان را روزی در خود خواهد سوزاند.
مسعود ناصری
20/11/2009