ماڵه‌وه‌
په‌یوه‌ندی
ناردنی بابه‌ت
لینک
پێناسه‌
بیره‌وه‌ری
ڕێبه‌ران
کۆنگره‌
ئاگاداریه‌کان
ئه‌رشیف
وێنه‌
سروود
فیلم
هۆنراوه‌
ده‌فته‌ری میوانان
تیرۆر
ترور و جنایت
فارسی
English
Svenska
کتێبه‌کان
‌ساڵه‌‌ نه‌ڵۆسی
وه‌رگێڕ
رادیۆ
 

ئاگاداریه‌کان

منطقهء محل سکونت فعلی کـردها, سـرهنگ چیـا

بنـام کـردستان بزرگ
Under Name of Great Kurdistan
دوستان عیب کـنندم که چـرا دل به تودادم !
بایداول به توگفتن که چنیـن خوب چـرائی؟
****
کتاب کـرد و کـردستان
نویسنده : واسیلی نیکیتین
قونسول روسیه درارومیه
1915 ـ 1918
عضوانجمن آسیایی وانجمن نژاد شناسی پاریـس
عضو دایمی موسسهء بین المللی مردمشناسی و
عضو وابستهء آکادمی سیاسی ـ بین المللی.
****
مترجم : محمد قاضی
1363
گـرد آورنده :
سـرهنگ چیـا
از فصـل دوم
5 . منطقهء محل سکونت فعلی کـردها
خواننده مارا معذور خواهد داشت ازاینکه به این تفصیل وارد جزئیات جغرافیای طبیعی کـردستان شدیم ، ولی جز این هم نمی شد کرد، چه، درغیر اینصورت خواننده نمی توانست جنبه های اصلـی وویژگیهای این سرزمین را، که با وجود تقسیم شدن بامرزهای سیاسی و با وجود دارا بودن سیستم
های مختلف کوهشناسی وآب شناسی بطور کلی به علت کوهستانی بودن و تشابه های دیگر مجموـ عهء واحدی را تشکیل می دهد ، بدرستی بشناسد.
باری، دراین چار چوب طبیعی، یعنی در آنجا که : قله هـای بلند و فلاتهـای مرتفع و گـردنه هـــای صعب العبور و دره های عمیق و وسیع ازپی هم می آیند ملت کرد، از همان ابتدای پیدایش، مسکن مطلوب خودرا برقرار کرده است. اگر منطقهء علیای رود فرات و حوضچهء دریاچهء وان ( اورارتــو وسپس ارمنستان ) مناطقی بودند که کردها خیلی زود درآن مستقر شدند ( رجوع شود به فصل اول همین کتاب ) با این به نظر میرسد که باید کانون اصلی ایشان را در دوران تاریخی درشاخه های (( توروس )) جنوبی و در سـرزمین کوهستانی واقع بر سـاحل چپ رود دجـله ( در امتــداد بوتــــان و خابور و زاب بزرگ ) جستجو کرد. هرگاه باز به اغاز تاریخ بر گردیم می بینیم که میهن کردهای اولیه درمشرق و جنوب باز هم آن سوتر از آنچه امروز هست بوده است. با این سه درجهء زمانی سه نقطهء مکانی یعنی سه منطقهء مسکونی کـردها تطابق پیـدا می کند که عبـارتند از: فـــــــــلات ارمنستان، کـردستا ترکیه به معنای اخص و کوههای غربی ایران.
خلاصه، در زمان فعلی کردها از جنوب به شمال به صورت نـواری پهن که مرز ایران و عراق را هم در بر میگیرد، از قصبهء مندلی ( در مشـرق بغداد ) و سپس با در برگرفتن خطی که ایران و ترکیه را از هم جدا می کند، تا کوه آرارات و از شمال تا حاشیه های ماورای قفقاز ( ارمنستان و آذربــــاـ یجان شـوروی ) ، گسترش یافته است. آنان تا آغاز جنگ بـزرگ ( جنگ جهـانی اول) در فـــــــــــلات ارمنستان می زیستند و با ارمنیها کاملا مخلوط بودند( * )
) * ) . توضیح مولف : میدانیم که بهنگام جنگ بزرگ ( جنگ جهانی اول ) ارمنیهــا از طرف ترکها مجبور به نقل مکان شــدند، به طوری که امروز دیگر تقریبا ارمنی در ترکیه باقی نمانده است بجز بعضی سکنهء روستایی که در دهات زندگی می کنند. کـردها نیز چنانکه میدانیم در فردای آغاز جنگ بـزرگ مجبور به نقل مکان به سمت مغـرب شــــــدند. ودر زمستان 1927 ـ 1926 ، از جملـه پس از سرکوبی شـورش شـیخ سـعید پیـران ، مقامات نظامی کمـال پاشــا در حـدود یک میلیـون کـرد ، از مرد و زن و بچه را بسمت اناتولی غربی کوچ دادند و با چنان خشونتی با ایشان رفتار کردند که یادآور سرنوشت ارمنیان تبعیدی بهنگام جنگ اول جهـــانی بود. فهرست آبادیهای ویران شده به دست ترکها درآن زمان و آمار قربانیان کرد در رساله ای تحت عنوان : قیـام کـردستان علیه ترکیه منتشر توسط : هـوی بون Hoyboon کومیتهء ملی کرد، ذکر شـده و جمعـا 8 صفحه از رســـاله را اشـغا ل کرده است. عـلاوه بر این ، در پنجـم ماه مه 1932 نیز قانونی مبنی بر تبعید و نقـل مکان كـردها به تصویب رسید که بــــا مقاومت مسلحانهء ایشان مواجه گـردید. ( مولف )
لیکن خط موازی ارضروم حد شمالی ایشان در ترکیه محسوب میشود. درجنوب ، کــردها تا حـاشـیه های دشت بین النهرین فرود می آیند. در مغرب ، مرز منطقهء مسکونی ایشان بطور کلی با شــــــط فرات مشخص می شود ( و عبارت صحیحتر با رود قـره سـو ) لیکن کـردها رسوخ عمیقی در سرزمین آسـیای صغیر نموده و منطقهء واقع درجنوب سـیواس رااشغال کرده اند، و بعلاوه با تشکیل جزیره های کوچک مسکونی و منفرد درنزدیکیهای قونیه و سلوکیه ( سیلیسی ) تقریبا تا دریای مدیترانه نفوذ کرده اند. در مشرق عناصر پراکندهء کرد مخصوصا در خراسان ( که شـاه عباس کبیر ایشان را به آنجا کوچ داده است ) و همچنین درحوالی قزوین و درایالت فارس ( در نزدیکی کیالون ابدو
Abdou ـ kialoun که نادرشـاه بآنجا منتقلشان کـرده است ( 1747 ـ 1736 ) و همچنین درمنطقهء مازندران وجود دارند. )
بطور کلی می توان مکدا گفت که کـردها و کوهها از هم جدایی ناپذیرند. آنجا که دشت شروع می شود کرد جای خودرا به عربها و ترکها و ایرانیها می سپارند، و بر کنارهای دریاچهء وان از برابر ارمنیها پس می نشینند ( 1 ).
توضیح مولف: همان گونه که یک ضرب المثل کـرده می گـــوید " (( این سرزمین من نیست، وجدان و قانون از آن یک سرزمین پست ، لیکن سرزمین بلند همچنان قلعهء قلب من است.)) ( منقول به وسیلهء پ. روندو P. Rondot در کتاب عشایر کوه نشین ... ).
دریک شعر کـردی ( رجوع شــود به صفحات 587 و 588 کتاب شـرفنامه ، چـاپ قاهره به وسـیلهء فرج الله ذکی ) مرزهای کـردستان را بدین گونه توصیف کـرده اند: (( تو، ای کرد، میخواهی بدانی که همنوعانت در چه جاهایی ساکـنند؟ من اینک به تو می گویم: از مغرب ، مـــرزهای کـردستان تا اسـکندرون و تا کوههـای " تـوروس" به طرف دریای سـیاه امتـداد داشت؛ از شمال به دریای سـیاه و اردهـان و ارس. از مشرق به کوههـای الـوند، تا رود ارس واز جنوب ، از ا‌هـواز تا شـط فـرات. مرز جنوبی در خط کوههـای حمرین Hamrin و سنجار و جـادهء نصیبین کشیده شـده است. ))
ما با در نظر داشتن تمامی این شبکهء کـوههـا و رودهـا است که کوشـیده ایم و به خود اجـــازه می دهیم تابلویی از محل سکونت مردم کـرد بر طبق اصول جغرافیای سیاسی و اداری تنظیم کـنیم.
د ر ترکیه ( * ) ، توضیح مولف : ولایات ترک که در زیر از آنها نام برده می شود از روی جغرافیای اداری امپراتوری عثمانی نقل شـده اند. در رژیم فعلی با کم کردن از مساحت هر یک از آنها بر تعدادشان افزوده افزوده اند. ولایاتی که اکثر ساکنان آن کردند و یا تعداد کـــردان ساکن در آنها قابل ملاحظه است در حال حاضر عبارتند از: ولایات نامبردهء زیر با تعداد ساکنان کردشان: ارضـروم با 7 بخـش ( کـرزه ) 428 ، 386 نفر: ارزنجـان با 5 بخش 383 ، 143 نفر: ســیواس با 10 بخـش 629 ، 435 نفـر؛ قارص با 9 بخـش 444 ، 306 نفر؛ آگـری با 5 بخش 729 ، 106 نفر؛ وان با 9 بخش 672 ، 142 نفـر؛ مـوش با 9 بخش 527 ، 143 نفـر؛ ماردین با 7 بخش 030 ، 226 نفر؛ اورفـه با 7 بخش 201 ، 229 نفـر؛ العــزیز با 10 بخـش 693 ، 253 نفـر؛ ( خـرپوت یکی از تقسیمات جـزء همین ولایـــــــت است )
کـردها به صـورت توده های فشـرده و در قسمتهای کوهستانی ولایـت مـوصـــل ( که فعلا جــزو خـاک عراق است ) ( * ) ،
توضیح مولف : نشریهء رسمی حکومت عراق ( 1936 ) تعداد کـردهـای ساکن آن کشور را 640000 نفر ذکـر می کــند ( معادل 16 در صد کل جمعیت 4 میلیونی عراق ) که عموما در قسمت شمال شرقی کشور یعنی در مناطق موصل و اربیل و کـرکوک و سـلیمانیه زندگی می کـنند. اسامی عشایر کـرد به قـرار زیر است: هـویرامان بلباس ـ داوود دزه یی ـ همـه وند ـ جـاف ـ پشـدر ـ برواری بالا ـ برواری زیـر ـ بارزانـی ـ سـورچی ـ سـندی و گلـی. در بغـداد نزدیک به 50000 کـــــرد ساکـنند، لیکن در حول و حوش آن شـهر در میان ساکنان عرب پراکنـده اند. چنـد قبیله ( مانند زنگنه و دلـو و غیره ) در شرق جاده ای که از بغداد به طرف ایران می رود سـاکـنند. ( مولـف ).
در طول سلسله جبال زاگروس و شاخه های آن زندگی میکـنند. در ولایات وان و بیتلیس ارمنیــهـا فقط کناره هـای دریاچهء وان اکثریت داشـتند، لیکـن در ولایـــات سنجاق و هکـاری Hakkari که به مرز ایران هستند و همچنین در کوهستانهای این دو ولایت کـردها ساکـنند. در جنوب هکـاری ، ( جولامـرگ ) پیش از جنگ اول جهانی نسطوریهای کوه نشین می زیستند که 90 در صد جمعیت این منطقه را تشکیل می دادند. می دانیم که از آن پس نسطوریها ناگزیر به ترک میهن خود شـدند، و کسانی که از ایشان باقی مانده اند اکنون در ســوریه ( در " نوک مرغابی" جـزیره ) ســاکـنند. در
ولایات دیاربکــر و خرپوت کـردها اکثریت ساکنان آنرا تشکیل می دهند. در همین ولایت دیاربکــــر است که شهرک جزیره ، مرکز ناحیهء بوتان ، بر ساحل دجله واقع شده است، شـهری که مهـد نـژاد کـرد بشمار می رود( در نقشه های قدیمی این منطقه ناحیهء بوتان را به نام " آمپـریـوم بوتانــــــو روم" ) می خواندند.
ضمنا معرفترین نهضتهای کــرد سـابقا از همین ناحیه بر خاسته است. در خـور تذکـر است کـه در ولایت خرپوت و در جمعیت فشردهء بخش درسـیم واقع در دو شاخهء فوقانی شــط فـرات عـدهء کـرد ها هشت برابر ملتهـای دیگر است. این کـردها به لهجهء خاصی سخن می گویند که به زازاzaza معروف است و یورو آیین خاصی هستند به نام علی اللهی ( * )
توضیح مولف : کتاب بسیار کاملی که در بارهء این منطقه نوشته شـده ( کـردسـتان تـری هیـند درسـیم ) اشاره ـ ای به نام علی اللهی ها نمی کـند بلکه فقط از علـویها یا قـزلباشها نام می برد. ( صفحات 25 و 26 ) " یک درویـش اهـــل حق به من گفت که در ترکیه به ما می گویند علـوی" . ( رجوع شود به مینورسـکی یاد داشت در بارهء اهل حق صفحهء 40 ).
ولی این به آن معنی نیست که ایشان را ازاعـداد کردان خارج کنیم. درولایت حلب ( که قسمتی از آن اکنون جزو خاک سـوریه است ) کـردها جای خودرا به عربها وامی گـذارند، با این وصف در نزدیک به هـزار آبادی از دهات این ناحیه جمعیتی در حدود 25000 نفر کـرد ساکـنند. در ولایت سیواس کـردها دراقلیت قرار دارندو عده شان از 30000 نفر بیشتر نیست ( بخشهای کنگال ، کـوچ
حصار، زازا و دیوریک Divrig ). در






ولایت ارضروم مخصوصا درقسمت شرقی آن، تعـداد کردها ازسایر نژادهابیشتر بود( 300000 کرد 200000 رمنی و 210000 ترک ) و لیکـن از نسبتهای فعلی بیخبریم. در سنجاق بایزئد ( که مــا بار دیگر به گنگام بحث از ادبیات کـرد از آن نام خواهیم برد ) کـردها پنچ برابر بیش از نژادهای دیگر هستند. در سـوریه نیز مهاجرنشینهای پراکندهء کـرد وجود دارد، و در دمشق یک محله تماما به وسیلهء کـردها مسکون شـده است.
در ایران کردها تمامی ایالات بزرگ کرمانشاهان و کـردستان اردلان ( سـنه ) را و ناحیهء گـروس و بعضی از قسمتهای آذربایجان را اشغال کرده اند.، بدین قـرار : 1 ـ ناحیهء سـاوجبلاغ ( کـردسـتان مکـری ) واقع در جنوب دریاچهء ارومیه و در مغرب تا تاگـو . 2 ـ منطقه ای که درامتداد مرز ایران و ترکیه در پهنه ای به عرز 20 تا 40 کیلو متر گسترده است و در مغرب ارومیه و سـلماس و خــوی و ماکو واقع است. خنات آیواجیق تنها محلی در این منطقه است که ترکها در آن ساکـنند ( قبیله آیروملی ) و دربین ساکنین بهم پیوستهء کـرد فاصله انداخته اند. در جنوب کردهای ایران بومــی هستند ( رجوع شـود به فصل اول همین کتاب ) و شـاید قسمت غـربی سـرزمین مدیهــــای باسـتان را اشغال کرده اند. آیا ممکن است که اینان ازاخـلاف مستقیم همان مدیهـای ( مادها) باشـند؟ ازروی نشانهء زبان ، و از بعضی جهات ، مذهب ، ( شیعه ، علی اللهی ) این کردهای سـاکن جنوب شرقی با تودهء اصلی همجنسان خود فرق دارند، ولی به هر حال خودرا با ایشان از یک نـــژاد می دانند. و اما ایران شمالی ، مثلا سلماس در آغـاز قرن اول میلادی هنوز جـزو این منطقهء مـرزی و تقــریبا مستقل بود که ارمنیها به آن کرچه آ Kortchea ( یعنی کـردستان ) میگفتند. درمقابل، در زمـانی نسبتا دیرتر بود که کـردها در جنوب دریاچهء ارومیه باز هم پیشتر رفتند. تا زمان حــــال نیز در حول و حوش ســاوجبلاغ ( مهــابـاد ) محلهــایی هستند که آثاری از نام تـرکی بر آنهـا باقی مــانده است. از طرفی، تاریخ کـرد، یعنی شـرفنامه ( * )
پی نویسی مولف : منابع ( از جمله بیندر ( Binder ) در کتاب خود تحت عنوان سفر به کـردستان، 1887 ) ناحیهء کوهستانی جنوب شرقی به شمال غربی را جزو کـردستان ترکیه و 40 درجه عرز شمالی و 39 درجه و 46 درجه طول شرقی را جزو کــردستان ترکیه به حساب می آورد( خفحهء 145 ) و متذکر می شود که : (( تمام سرزمین گسترده تا مرز ایران و ترکیه و محدود از شــــــمال و مغرب و جنوب به ولایات ارضـروم و سـیواس و حلب )) ، سـابقا به نام ارمنستان خوانده می شـد و اکنون تـرکها آن را کــــــردستان مــی نامنـد. ( صفحهء 152 ).
در مورد نقشهء کـردستان ، مراجعه ، هم به کارهای انجام شده در قدیم مفید خواهد بود ( از جمله به کرپورتر Ker Porter ـ خـط سیر از بغداد به تبریز ) یا به لایارد L ayard ( موصل ــ رواندوز ــ شـمدینان )، و هم به کـارهای نزدیکتر به خـودمان، از جملــه به تورودانژین Thureau Dangin در: نقل هشتمین جنگ سـاگون ( 712 پیش از میلاد مسیح ) و به گزارشی که در ماه ژه‌ئیه 1925 از طرف کمیسیون تحـدید حـدود ترکیه و عـراق به جامعهء ملل داده شــده است. من هم به سـهم خـود در کتاب جغــــرافیایم شبکهء راههای کـردستان را تشریح کرده ام ( 1935 ). از آن پس یک راه اتومبیل رو به آن اضافه شـده و آن راه مـوصــل به ایـــران است. ( مولف ).
صریحا می گوید که ایل مکری ( از منسوبان ایل بابان سـلیمانیه ) در زمان حکومت سلاطین قــره ـ قویونلو و آق قویونلو، یعنی در حدود قرن پانزدهم میلادی در آنجا ظاهر شـده اند. نقـل مکانهــای مشابه و دیر وقت از مغرب به مشرق اغلب پیش آمده و نقطهء به نقطه به وضـوع دیده میشود کــه
چگونه یک عشیرت کرد جای حشیرت دیگری را گرفته است. و بالاخـــره در روسیه ، درحاکم نشین ایروان ( فعلا ارمنستان شـوروی) که در مجـاورت آرارات واقع است ، دربخشهـای اردهـان و کــاگیـزـ مان ( از توابع قارص که در حال حاضر از طرف شـورویها به ترکها پس داده شـده است ) و نیــز در بخشهای زنگزور و جوانشیر و قذری کمتر در نواحی عرش و جبرئیل از توابع حاکم نشین الیــــزابت پول ( که فعلا به نام گنجه مرسوم است و در آذربایجان شـوروی است ) کـردان وجود دارند.
با محاسبهء اینکه تا پیش از جنگ بزرگ جهانی ( جنـگ اول ) نزدیک به 1700000 نفر در ترکیه و در حدود یک میلیون نفر کرد در ایران ساکن بوده اند ارزیابی میشـد که جمعیت کـل کــردان بین 2500000 تا 3000000 نفر باشد. کردها خودشان ( رجوع شود به کتاب شرفنامه چاپ 1930 که در بالا بدان اشاره کردیم ) ارقام ذیل از جمعیت خویش را بدست می دهـد.
در ایـران : 1500000 نفـر در اتحاد جماهیر شـوروی : 250000 نفـر در ترکیه : 4500000 نفـر درعـراق : 500000 نفـر در سـوریه : 250000 نفـر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جمع کـل : 7000000 نفر
به نظر ما چنین می رسـد که رقم ذکر شـده برای کــردها در ترکیه به طـرز اشـکارا مبالغه آمیــــز باشد و باید آنرا به نصف تقلیل داد، که در نتیجه جمعیت کل کـرها در همهء کشورهـایی که درآن ها سکونت دارند به 5 میلیون خواهد رسید. این رقم دقیقا با آنچه خود کـردها تعیین می کـــردند مطابقت دارد، بدین قــرار : 2987960 نفـر در تـرکیه؛ 289940 نفـر در سـوریه؛ 749380 نفـــــر در عـراق؛ 1300000 در ایـران؛ 60000 نفـر در ارمنستان؛ یعنی جمعا 5387280 نفــر ( رجـوع شـــــود به بروشور مسئلهء کـردستان ). بدون شک این رقم مربوط به پیش از جنگ بزرگ است، لیکن تلفاـ تی که از آن ببعد به کـــردان وارد آمده با افزایش جمعیت جبـران نشـده است ( * ).
پی نویسی مولف: کلرژه Clergeh ( در کتاب خود ، در صفحهء 94 ) متذکر می شود که خونریزیهای ناشی از جنــــگ های اخیر و کنترل موثرتر دولت موجب تخلیهء قسمتی از کـردسـتان از نفوذ شده است. با این وصف ، بر طبق اطلاـ عات تازه ای که به دست آمده این خلاء ها پر شـده و کـردستان دوباره مسکون گردیده است. دوست من ، امیر کاـ مران علی معتقد است که جمعیت ملت کـرد باید بین 8 تا 9 میلیون باشـد ( نامهء 6 فوریهء 1946 او ).






فصـل ســوم
طرز زندگی ـ مشغولیات ، و عادات و رسـوم . . . . . ادامه دارد
Chia.rabii@yahoo.com
2009-11-08
مالمو ســوید

..
منبع: www.peshmergekan.com



 
     
  هه‌موو مافه‌کانی ئه‌م ماڵپه‌ڕه‌ پارێزراوه‌