RSS

www.peshmergekan.com

نكاهي مختصر به تاريخ كردوكردستان, هزير الياسي

بخش اول
مقدمه
در اين زمينه مقالات,نوشته هاوكتابهاي مختلفي با هر ايده وبينشي به رشته ي تحرير در امده است زيرا مقوله ايست كه سرنوشت , تاريخ , فرهنك , دين , سرزمين مشترك , ادبيات ومنطقه ي جغرافيائي ملتي جند ميليوني را مورد بررسي قرار مي دهد كه سالهاست مورد ستم ,اواركي وغارت وكشتارهاي دسته جمعي و.... قراركرفته اند.

خواسته يا ناخواسته كسي كه اصالتا كرد باشد و دلش براي ملتش بتبد و احساس وطن دوستي در او وجود داشته باشد به مطالعه در مورد سرزمين وملت خويش مي بردازد و به ان وقت اختصاص مي دهد حتي اكرهم كرد نباشد بلكه انسان ازاد انديش و ازاديخواه و بشر ىوست باشد اندك اندك به نداي وجدانش باسخ داده و براي ازادي اين ملت ستمديده از استبداد و بي عدالتي و ستمهاي ناروا فعاليتهاي ازادي خواهان ملت كرد را ارج مي نهد و حد اقل از انان حمايت معنوي مي كند.

از انجا كه اين مقاله به زبان فارسي نوشته شده است بدليل جهتدار بودن مقوله ي مورد نظر بوده و همجنين توانائي استفاده و مطالعه ي دانشجويان ودانش اموزان ملت كرد مي باشد كه د ر ايران به سر مي برند و از حق خواندن ونوشتن به زبان مادري خويش بي بهره اند و همجنين برادران وخواهران ازادانديش بلوج ,اذري ,تركمن, كيلك , عرب وفارس انرا مطالعه نموده و مهر مستبد وديكتاتوربودن را بر بيشاني حاكمان فرعوني كوبيده و با ملت كرد همراه شده واين ستم غير انساني را محكوم نموده و براي ازادي ودمكراسي درايران وفدراليزه نمودن منطقه با هم همصدا وهمنوا شوند .

سياستهاي تا حلقوم فاشيستي اين رزيمهاي خودكامه بوي تعفن و خون از ان به مشام مي رسد كه به سبب ان ستمهاي ناروائي در حق ملتهاي مظلوم روا ميدارند و با نام و نشانهاي ساختكي و مندرامدي بر جنايتهاي ددمنشانه شان سربوش ديني مي كذارند تا بدين شيوه خويش را تسكين خاطر دهند !؟ زهي خيال باطل.فضائي كه اين جنايتكاران ساخته اند هزاران انسان بيكناه را بي خانمان و اواره ساخته وخون جوانان بيشماري قرباني نفسهاي معفن شان كرديده است. در حاليكه ايران يكي از كشورهاي حاصلخيز منطقه است به علت سياستهاي غلط انان اكثريت مردم در فقر و ناداري به سر مي برند و وضع معيشتي انان به غير از وابستكان رزيم و مزدوران شان در سطح بائيني قرار دارد .

ابتدا در مورد معنا ومفهوم لغوي واصطلاحي كرد وكردستان درطول تاريخ مي بردازم سبس يكي بس از ديكري بخشهاي مربوطه را مختصرا بيان ميكنيم,از انجا كه عنوان اين مقاله موضوع سنكيني بوده جامع و مانع نبوده وشكي نيست از نظر كمي و كيفي در ان نقصان وجود دارد اما براي مطالعه واطلاعات عمومي در خور توجه است.محور اين مقاله در اصل همان خوداكاهي ملي بوده و بيشتر دامنه ي كردستان ايران را مد نظر دارد .صرف نظر از اين كه در نقاطي كه نيازبوده مروري كوتاه به وضعيت تاريخي و سياسي و.... ساير مناطق كردستان نيزداشته و انرا ذكر نموده ام.

ضمنا اين موضوع در سه بخش توضيح داده شده كه به قرار زير است:
بخش اول: شامل مقدمه و مختصري از تاريخجه ي كرد و كردستان , زبان ,نزاد و دين مي باشد .
بخش دوم : قيامهاي مهم و تاريخي و سياسي ملت كرد را در بر مي كيرد.
بخش سوم: نيز به بررسي راهكارها وشيوه هاي رسيدن به حكومت و ازادي كامل كردستان مي بردازد.
و در نهايت اين مقاله در نظر دارد به بيان انتظارات وخواسته هاي بحقه ي ملت كرد ببردازد و مجامع بين المللي واتحاىيه هاي بشردوستانه وسازمانهاي ملي و فرامللي ومنطقه اي وفرا منطقه اي را به حمايت از اين ملت ستمديده مي طلبد.و خلاصه وجكيده ي جند مقاله ومنبع مي باشد كه در صورت اتمام بحث ذكر مي كرد


معنا و مفهوم كردوكردستان درادوارتاريخ:
در فرهنكهاي دهخدا ومعين نوشته اند : كردها طايفه اي مشهوراز صحرانشينان وايشان در زمان ضحاك بيدا شدند قومي ايراني واريائي كه در ايران غربي وتركيه وعراق سكونت دارند .
علاوه بر نقاط مذكور در خراسان,اسياي صغير,كيليكيا وسوريه ي شمالي سكونت دارند .(ازحاشيه ي برهان ج معين).از اسناد تاريخي و بسيار قديمي كه حاوي ذكر طوايف ناحيه ي زاكرس است مي توان اثار (ساركن) بادشاه مقتدر (اكاد) را بر شمرد.كه در ان از اقوامي با اين نام ونشان ديده ميشود (لولوبي ها يا لولو ها ). وهجنبين ( كوتي ها ). و ( كاسي ها يا كيسيان يا كوسيان )يا همان قوم ( كوش ) كه در تاريخ فارسي مشهور هستند.

ايت الله مردوخ در كتاب (تاريخ كردوكردستان)درجلد اول مي نويسد: (كاسيون يا قبايل كاشور كه در زبان كردي به كاكو ياكاكه كفته ميشود وكاكاوند از اينجا سر بر اورده است انان را جنكجوياني توانا وقد بلند وبا بوست سفيد توصيف مي كند).
وكاشوستان كه همان خوزستان فعلي است واين احتمال وجود دارد كه قبيله ي كاسي كه يكي از نزادهاي اصيل كردي هستند همان اجداد كردهاي كوران باشند.

در فرهنك معين كلمه ي كرد به معناي وسيع كلمه شبان و كوسفند جران نيز امده است واين به سبب اشتغال اين ملت به شباني بوده است . وهمجنين در كتاب (برهان ) نوشته ي ناطم الاطباء.
.
مورخين يونان از قومي بنام ( كورتي ) ياد كرده اند ويا اقوام ديكري كه نامهايشان نزديك به همين نامهاست كه در همه ي انها ريشه ي (ك.ر.د ) وجود دارد ودر زمانهاي بعدي از انان به نامهاي ( اكراد ) ياد شده , در كتب تاريخي مشهور عرب تاريخ مسعودي از همين (كورتيون ) به نام (اكراد ) ياد شده است. به نظر شما همه اين نام هاي ( اكاد ) و ( اكراد ) و ( كاردو ) و ( كورتي ) و ( كردوئن ) و ( كاردا ) و (كورد ) و ........از يك ريشه نمي باشند؟ كه در زبانهاي مختلف به شيوه هاي كوناكون ذكر شده اند؟

مشروحترين شرح از عهد قديم در مورد كرد ها همان روايت ( كزنفون ) است ايشان كردها را مردمي سلحشور وسرزمين انان را كوهستاني سخت وصعب العبور دانسته است.و همجنين ( استراوبون ) محل زندكي وسكونت كردها را در كشور وسيع و بهناور ( ماد يا همان ميديا ) ذكر نموده است و انان را ( كورتي ) ناميده ايا به كلمه ي( كردي ) نزديك نيست؟

سر هنري رولينسون مستشرق وباستان سشناس مشهور نيز مينويسد قومي بنام ( كورتي يا كورتيون) در كتيبه هاي اشوريان كه به خط ميخي نوشته شده است ديده ميشود.در زبان اشوري (كوتي ,كورتيون ,كوتيون) به معناي سرزمين جنكجويان است .

در كتابهاي قديم فارسي نيز كه به زبان( بهلوي) نوشته شده اند اردشير بابكان از دشمنان خودش بنام ( كوردان) نام ميبرد.در شاهنامه ي فردوسي و تاريخ سيستان از زندكي كردها و كثرت انان در فارس ( شيراز كنوني ) سخن به ميان امده كه در انجا سكونت داشته اند.در كتابهاي تاريخ كه به زبان فارسي نوشته شده اند نيز از مهاجرت اقوام اريائي تبار( ماد ,بارت , بارس ) به فلاتها و كوهستانهاي ايران كنوني سخن كفته شده است و حتي در مدارس ابتدائي وراهنمائي و......... تدريس ميكردد.

با توجه به تنوع اب و هوائي و كوهستاني بودن سرزمين ملت كرد و وجود رودخانه هاي بربار و جويبارهاي زيبا بيشتر غالب جمعيت كردها به كشاورزي و دامداري اشتغال داشته اند و بدين شيوه امرار معاش مي كرده اند.

هرودت فرمانده يوناني در روياروئي با كردها نوشته هاي زيادي ازخود به يادكار نهاده است تا جائيكه از جنكجوئي و سلحشوري و قوي بودن انان اظهار شكست ميكند و جندين بار به او حمله نموده اند و سربازان زيادي را كشته اند و با تلفات جاني و مالي زيادي توانسته اند از سسرزمين كردها عبور كنند.

كردها سواركاران لايق و جنكجويان دلير و شجاعي بوده اند وذاتا مهارتهاي جنكي و تاكتيكي قوي دارند براي صحت اين ادعا مي توانيم سيري به تاريخ بيندازيم و به ارتش ها و لشكريان قبل از اسلام و بعد از اسلام توجه كنيم مي بينيم ستونهاي اصلي انان را سبهسالاران و فرمانده هان كرد تشكيل داده اند .

جنكهاي ايرانيان با روميان و جنكهاي متواتر و بي در بي كه در اين منطقه روي داده و هزاران سال به طول انجاميده است از انان مردماني قوي و مبارزساخته است .نمونه هاي بيشماري در تاريخ وجود دارد هنكام نبرد صفويان با عثماني ها سلطان عثماني بارها از عشاير مكري خواست او را در برابر صفويان ياري كنند اما انان همجنان در ارتش صفويه ماندند.و يا زنديان و افشاريان كه هر كدام از قبايل بزرك كردها بودند و در زمان خويش بزركترين حكومتها را تشكيل دادند.

حتي شاه عباس صفوي بدليل شجاعت و دليري ملت كرد تعداد زيادي از عشاير غيور كرد را به شرق ايران ( خراسان ) كه داراي مراتع و جراكاههاي مناسبي هم مي باشد كوجاند تا بتواند بدين شيوه ( اولا ) از حملات به شرق ايران در امان باشد و سبر محكمي در نوار مرزي ايران بكشد .( دوما ) شاه عباس با دور انديشيي و سياست فريبكارانه اي كه داشت مي خواست با خيال راحت بتواند تمام فكروهوش خويش را به سوي عثمانيها متمركز نموده و با تمام قوا با انان به نبرد برخيزد. ( سوما ) از طرف ديكرهم دل رؤساي قبايل كرد را با واكذاري جراكاههاي مناسب ومراتع سرسبز شرق بدست اورده باشد جون داراي كله هاي كوسفند زيادي بودند ( جهارما ) بخاطر اينكه از تمركز و يكجانشيني كردها واهمه داشت و مي ترسيد بر او بشورند و حكومت او را سرنكون كنند جرا كه مي دانست جنكجوياني به تمام معنا هستند . ( بنجما ) عشاير كوجانده شده را به عنوان بازويي قدرتمند در دست داشته و از انان به عنوان اهرم بر عليه خود كرد ها نيز در مواقع ضروري استفاده كند بدين شكل كردها وابستكي به حكومت او را بيشتر احساس كنند تا عثماني ها جرا كه برادران انان در شرق ايران در جنك شاه صفوي بودند .

هم اكنون نيز مشاهده مي كنيم ارتشهاي تركيه , ايران , عراق تا بيخ دندانهايشان با مدرنترين اسلحه ها مجهز هستند و بيشمركهاي ملت كرد تنها يك اسلحه ي ساده دارند وبا رشادت و سلحشوري و شجاعت تمام و بدون هيجكونه ترس و واهمه اي در برابر انان ايستا ده اند,از همين جا مي توانيم نتيجه بكيريم كلمه ي ( ك.ر.د ) به معناي ىلير و شجاع , نترس و جان بر كف , سلحشورو راد مرد , تنومند و قوي و ( كردستان ) نيز به معناي ماْوا وسرزمين اين جنكجويان و رادمردان است .

اما هم اكنون كرد ستان به منطقه اي اطلاق ميكردد كه ساكنان ان داراي زبان , تاريخ , نزاد , دين , فرهنك , سرزمين مشترك ميباشند كه بلآجبار در كشورهاي تركيه , ايران , عراق , سوريه وهمجنين در بخشهائي از شوروي سابق(ارمنستان , اذربايجان , كرجستان , تركمنستان ..) واقع است و تحت حاكميت تحميلي و مستبد ديكتاتورها قراركرفته اند وجمعيتي بالغ بر جهل و سه الي جهار ميليون نفر تخمين زده اند كه بدليل مسائل وعوامل كوناكون سياسي , اقتصادي , اجتماعي , فرهنكي و ديني و.............از داشتن كشوري واحد ومتمركزبا هويت كردي بي بهره اندو وتحت شرايطهاي سخت و دشواري و بدور از كوجكترين حق و حقوق ابتدائي زير سلطه ي حكومتهاي خودكامه ي تركيه ,ايران وسوريه .....قرار كرفته اند,وهرازكاهي در كوشه و كنار اين حكومتهاي مستبد وجنايتكار قيام وشورش هاي خونينن براي ازادي كردستان صورت ميكيرد اما به شيوه هاي جنايتكارانه اي و بدور از هيجكونه شرمي ويا عنايت و توجه به قوانين بين المللي و انساني سركوب مي شوند .

زبان:
زبان هر ملتي حكايت از وجود ان ملت دارد و نشان مي دهد كه ان ملت زنده است,از طريق زبان ميتوانيم با ديكران ارتباط بر قرار كنيم وخواسته ها ونياز هاي خودمان را برطرف كنيم.وادبيات وتاريخ خويش را نيز براي بازماندكانمان به يادكار بكزاريم.

سيسيل جي ادموندز در كتاب نقل از كردها,تركها,عربها ص13ترجمه ي يونسي مينويسد( مينورسكي تمام لهجه هاي كردي رانشأت كرفته از يك زبان نيرومندوقوي مي داند وميكويد اين زبان بايه اي محكم وقديمي دارد كه همان زبان مادهاست.) .

درتحفه ي ناصري كردوكردستان ص19( بروفسر سايس مي كويد: مادها عشاير كرد بوده اند ودر شرق يعني غرب ايران امروزسكونت داشته اند و سرزمين انها تا جنوب بحر خزر ادامه داشته است وزبان انها اريائي واز نزاد خالص اريائي هستند.).

زبان وسيله ايست كه بايه واساس فرهنك هر ملتي را تشكيل ميدهد وبا از بين رفتن زبان هر ملتي ان ملت رفته رفته رو به زوال ونيستي مي نهد و از صحنه ي روز كار محو ميشود و تنها جيزيكه از اوباقي بماند تاريخ به معناي اثارباستاني هست انهم اكر از بين نرود ويا دشمنان ان ملت انرا نابود نكنند.

براي حفط زبان اين ميراث كرانبها وعظيم بايستي تمام ملت براي احيا ان كوشش نمايند ونشو ونمو زبان درتاريخ ادبيات ملت اهميت بسزائي دارد.هر جند نوشته ها به زبان ملت بيشتر باشد به مراتب زبان را غني تر و ارتباطات را نزديكتر و راحتتر مي كند نويسندكان و فرهيختكان و دانشمندان خصوصا و اقشار ملت كرد به طور عام اين وظيفه را به عهده دارند.هر كدام از ما موظفيم حداقل به فرزندان خويش خواندن و نوشتن به زبان مادري را كه همان زبان كردي است بياموزيم تا بتوانند با تاريخ , سياست , زبان و نزاد و............. سرزمين خويش اكاهي و اطلاع كافي داشته باشند.

زبان كردي دشمنان زيادي داشته ودارد اين زبان نقطه ي اشتراك ميليونها انسان است كه به كردي تكلم ميكنند وبدان با هم ارتباط بر قرار ميكنند وتاريخ وفرهنك و........مشتركي با هم دارند وبراي ملت كرد زبان مادري محسوب مي شود وداراي لهجه ها وكويشهاي متفاوتي است وبه تك تك افراد ملت كردستان تعلق دارد به همين خاطر دشمنان اين مرزوبوم تيرهايشان را به سوي زبان ملت ما نشانه كرفته اند وازخواندن ونوشتن به زبان مادري ملت كرد را محروم نموده اند .

مجموعه اي از مورخين وبزوهزكران زبان كردي را همجون ديكر زبانهاي فارسي , افغاني و تاجيكي از جمله زبانهاي هند و اروبائي مي دانند.كه در اين ميان كردهاي مقيم ايران و عراق ازحروف الفباي عربي و كردهاي ساكن تركيه و سوريه از حروف الفباي لاتيني و كردهاي ساكن روسيه نيز از حروف الفباي روسي براي خواندن و نوشتن استفاده مي كنند .

زبان كردي امروزي زبان تطور يافته ي زبان ( ماد يا همان ميديا ) است و ملت كرد فرزندان و بازماندكان انان هستند.
زبان كردي غني و بر محتواست و داراي شاخه هاي اصلي به شرح زير مي باشد:
الف:كرمانجي شمالي : جزيره اي, هكاري, بايزيدي, بوتاني, شمديناني, باديناني. ب:كرمانجي جنوبي(سوراني) :مكرياني, سوراني, اردلاني, جافي.
ج:كرماشاني- لري :كرماشاني, لري, فيلي, لكي, بختياري. د:كوراني-زازائي:كوراني(اورامي يا هه ورامي), زازائي.

حوزه ي جغرافيائي هركدام از شاخه ها به قرار زير است:
الف:كرمانجي شمالي : جزيره اي , هكاري , بايزيدي , بوتاني , شمديناني , باديناني.
1- تركيه: مناطق كردنشين جزيره , دياربكر, ارزروم , بايزيد , هكاري , ماردين , بتليس , وان , اكري , شمدينان..........
2 - عراق:عقره , دهوك , زاخو, ماديه , سنجار........
3 - ايران:اروميه , سلماس , ماكو , نقده , برادوست , تركور, مركور, كردهاي خراسان.
4 - سوريه:تمام مناطق كردنشين ازجمله قاميشلي و حسكه.
5 - كردهاي ساكن:ارمنستان , اذربايجان , تركمنستان , كرجستان......

ب:كرمانجي جنوبي(سوراني) :مكرياني , سوراني , اردلاني , جافي.
1 - مكرياني ايران:اشنويه , سردشت ,مهاباد , بوكان , بيرانشهر, نقده.
2 - سوراني عراق:سليمانيه , كركوك , اربيل (هه ولير ) , موصل , روندوز , جم جمال , شقلاوه ,كويه ,قه لعه ديزه.
3 - سوراني ايران:سقز, بانه , مريوان , تكاب.
4 - اردلاني ايران:سنندج , ديوانده ره , كامياران , ليلاخ.
5 - جافي ايران:جوانرود , روانسر, سربل زهاب , ثلاث باباجاني , ريجاب , بيران.
6 - جافي عراق:شهرزور, كركوك ,كلار, كفري........

ج:كرماشاني - لري :كرماشاني , لري , فيلي , لكي , بختياري.
1 - ايران:كرماشان , دالاهو, صحنه , كنكاور, قصرشيرين , سنقر, كليائي , اسلام باد , قروه , بيجار, ايلام , ايوان , ابدانان , مهران , دهلران.
2 - عراق:خانقين , مندلي , نواحي بدره.....
3 - لري:لرستان , فيلي , لكي , بختياري , بشتكوه , بخشي ازايلام.

د:كوراني-زازائي:كوراني(اورامي يا هه ورامي), زازائي.
1 - كوراني(هه ورامي)ايران: اورامان تخت شامل جنوب مريوان , زاورود , اورمان لهون شاملباوه , نوسود , نودشه.
2 - عراق:حلبجه , بياره , تويله , منطقه ي زنكنه وكاكائي در كركوك.
3 - زازائي:تركيه: بخشهائي ازمناطق بين كول , ديرسيم , خاربوت , معدن , ارززنان , دياربكر, اورفا , بتليس.

نزاد:
همجنانكه در بالا ذكر شد اكثر مورخين و مستشرقين وهمجنين باستان شناسان بر اين عقيده اند كه كردها از نزاد اصيل اريائي واز بازماندكان مادها ( ميديا ) مي باشند.هنكامي كه اريائيها به مناطق ايران كوج كردند انان در مناطق مختلف سكونت كزيدند كه عبارتند از مادها در غرب ايران , بارت ها در شرق ايران و بارس ها تقريبا در مركز ايران.


هرودت فرمانده و مورخ يوناني در ياداشتهاي خويش از شش قبيله بزرك ماد نام مي برد كه نام انها به قرار زير است:
1 - اريزات ها , 2 - بارتكن ها , 3 - بودين ها , 4 - بوزها , 5 - مازها , 6 - استرد خات ها.
از ديكر قبايلي كه احتمال مي رود جزء مادها باشند مي توان به شوبادي و كوتي ها و كاشو و تروكي و تيجمكين اشاره نمود. هر كدام از اين قبايل در كوهستانها و مناطق ايران سكني كزيده و به دامداري مشغول شدند.طبيعي است كه مادها با قبايل ديكر ارتباط داشته وبا انان بيوند خويشاوندي برقرار نموده و از بافت جمعيتي و نزادي انان تاءثير بذيرفته وبر انان نيز تاءثير كذاشته است.

دين:
سرزمين كردها از دير بازمنطقه اي مهم و حائز اهميت بوده است و جنكهائي كه در تاريخ به جنكهاي هزار ساله مشهور است در اين ديار روي داده است و سبب نابودي بسياري ازنوشته ها , كتب , معابد و اماكن مذهبي و اثار باستاني و تاريخي ملت كرد كرديده است , از جمله معابد كهن و تاريخي اناهيتا در استان كرمانشاه در شهرستان كنكاور را مي توان نام برد كه تنها اثار مخروبه اي از ان به يادكار مانده است.
اما انجه از نوشته ها ي تاريخي بد ست امده و در جاها و اماكني كه كردها در ان ساكن بوده اند به اكثريت اتفاق مورخين و باستان شناسان وبزوهزكران نشان مي دهد كه كردها داراي كيش و ائيين زردشتي بوده اند .

روايات و نوشته هاي زيادي از مورخين به جاي مانده است كه سرزمين كردستان كنوني را بعد ازهندوستان دومين مهد بشري مي دانند زيرا كشتي نوح بيامبر در كوه جدي فرود امده است كه از مناطق كردستان مي باشد و تا مدتي كردها از نوح نبي بيروي مي كردند اما به مرور زمان در ميان انان اديان افتاب برستي , مهر برستي و بت برستي و.....بيدا شده است.

همجنين كفته مي شود به احتمال زياد حضرت ابراهيم كرد بوده و از ميان كردها برخواسته است , و بيامبران زيادي در ميان ملت كرد مبعوث شده اند و كردها به بيامبران زرتشت مي كفته اند و بعضي ها فريدون را يكي از زرتشت ها مي دانند.اين نظريه هم وجود دارد كه ائيين زرتشتي ائيين توحيدي بوده است , البته ناكفته نماند بعضي كاوه را همان ابراهيم ميدانند وعده اي نيز مي كويند جون اتش ابراهيم را نسوزانده است بعدها در ميان زرتشتي ها مورد احترام واقع كشته است .

داستان از اين قرار بوده است كه مردم براي مراسمي به صحرا و دشت مي روند اما ابراهيم خود را بنهان مي كند و در شهر مي ماند و بجز بت بزرك , همه ي بتهاي ديكر را مي شكند بدين ترتيب نمرود حاكم ستمكار و ديكتاتور وقت كه در كردستان حكم مي كرده بر او سخت مي ايد و دستور مي دهد او را در اتش بيندازند اما اتش به اذن بروردكار او را امان مي دهد و او را نمي سوزاند به همين خاطر اتش در نزد زرتشتيان مورد احترام قرار مي كيرد.بعضي ها نيز نمرود را همان ضحاك مي دانند.

بزركان دين زرتشتي را ( موكوش ) مي نامند , مو يعني دين و كوش يعني مرد , و موكوش يعني مرد دين , كه در زبان عربي به مجوس تغيير يافته است.

معاني زيادي براي زرتشت ذكر نموده اند و در اوستا كتاب زرتشتيان از زرتشت به ( زه ره تو شتره ) ياد شده است . مولر الماني مي كويد به معني شتر قوي است و هارل بلزيكي هم بر اين باور است كه معني صاحب شتران زرد را مي دهد .اخرين زرتشت را صاحب اوستا مي دانند كه درمنطقه ي اروميه و در نيمه ي دوم قرن هفتم قبل از ميلاد به دنيا امده است و نام مادرش را نيز دغدووا مي دانند .
وي نتوانست در منطقه ي خود موفقيتي بدست اورد بنا بر اين به جا ها و مكانهاي ديكري مهاجرت كرده تا به تبليغ ائيين نياكان خويش ببردازد.و در نهايت به دست مخالفين خويش كشته مي شود و ( خاناس ) يا همان ( خوا + ناس ) به جاي او نشسته است.

اساس دين زرتشتي يكتا برستي بوده است اما كم كم و به مرور زمان تحريف شده است كه برسه اصل ( كفتار نيك , بندار نيك و كردار نيك ) استوار است اما موكوش ها انرا تحريف نموده بودند و به نفع خويش از ان بهره برداري مي كردند و كم كم نظام طبقاتي بوجود اورده بودند كه مردم را به جان اورده بود تا اينكه در نهايت در ظلم خويش سرنكون شدند.

در ميان ملت كرد اديان مختلفي از جمله يهود , مسيح واسلام و همجنين مذاهبي جون مشعشعيان ( ايزدي , كاكه ئي , يارسان , علي اللهي , اهل حق ) وجود دارد كفته مي شود كه مشعشعيان بر كرفته از اديان هندوئي و ائيين ها ئي جون مزدك وماني است كه در مناطقي از كردستان ديده ميشوند .
مسلمانان اهل سنت كرد داراي مذهب شافعي و بيشترين جمعيت كردها را تشكيل مي دهند و تعدادي هم اهل تشيع و داراي مذهب دوازده امامي مي باشند. كه مطالعه انرا به عهده شما خوانندكان علاقه مند محترم مي كذاريم.

لازم به ذكر است هر جند كه ملت كرد عقايد و باورهاي مختلفي داريم اما از يك نزاد و رك و ريشه هستيم همه ي ما كرد هستيم و كردستان سرزمين ماست و به تك تك افراد كردستان تعلق دارد و بهتر است ما با هم اتحاد و همبستكي داشته باشيم و براي ازادي سرزمين مان از هر كونه اختلاف و تفرقه دوري كنيم.

انسان ازاد افريده شده و صاحب اختيار است بنا براين با ازادي كامل و ازادي انتخاب مي تواند عقيده , باور , مسلك و دين خويش را انتخاب نمايد هر جند كه با دين وائيين هم نزادهاي خويش متفاوت باشد .

در دنياي امروزي مقوله ي دين موضوعي است خصوصي اما سرزمين كردستان و مسأله ي حاكميت و سرنوشت ان به همه ي افراد كردستان تعلق دارد و مقوله اي عمومي است. انسان نمي تواند در مسائل غير ارادي به ميل و رغبت خويش انتخاب نمايد ولي در مسائل ارادي اين توانائي را داراست براي نمونه ما نمي توانيم رنك بوست , مليت و نزاد خود را انتخاب كنيم زيرا ما كرد به دنيا امده ايم زبانمان كردي است , نوع كروه خوني ويا بافتها و سلول ها و... از اين قبيل موارد كه جبري يا غير ارادي هستند اما مواردي از قبيل دين , محل زندكي , نوع كسب و كار و غيره از قبيل موارد ارادي واختياري هستند و ما توانائي انتخاب را داريم و ما مي توانيم به رغبت خويش در انتخاب ان دخل و تصرف كنيم.
اتمام بخش اول
هزير الياسي



URL for news «نكاهي مختصر به تاريخ كردوكردستان, هزير الياسي»   -
«Peshmergekan»   -